صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٥٨ - عقيده ؟ يا حكومت ؟
هوسهاى نفسانى و غرض هاى حزبى و طمع هاى دنيوى اطرافيان , به مدارا و سازش است
تنها كسانى كه در آن صورت ممكن بود به وضع موجود تن در ندهند , همين گروه اقليت پولادين شيعيان على بودند كه با اخلاص و پاكبازى خود در همراهى امام حسن و پدرش امام على - عليهما السلام - كه اولى يكباره از سر دنيا در گذشته و دومى دنيا را سه طلاقه كرده بود , ثابت كرده بودند كه همواره در جبهه ى حقايق قرار دارند نه در وراى مطامع و هوسها تازه همين گروه نيز اميد مى رفت كه بخاطر انتساب امام حسن به رسول اكرم اين خاصيت غير قابل انتزاع كه مى توانست شفيع مقبول الشفاعه ئى در نزد آنان باشد - از فشار اعتراض و عصيان خود نسبت به وى بكاهند
حال چگونه فكر مى كنيد ؟ آيا راستى معاويه مى توانست در برابر( اين حسن) مقاومت كند يا بر او پيروز شود ؟ در چنين وضعى كداميك از اين دو رقيب , شانس پيروزى و پيشرفت داشتند ؟ حسن يا معاويه ؟
در پرتو اين توضيح , معناى گفته ى امام را درك مى كنيم( : اگر من در امر دنيا سختكوش و براى آن در فعاليت و تلاش ميبودم , معاويه كسى نبود كه از من نيرومندتر و نستوه تر باشد و من نيز رأى و نظرى جز اينكه اكنون مى بينيد , ميداشتم)
آرى , اگر حسن در پى دنيا مى بود , جز اين گمان و انتظارى نمى رفت
ولى موضوع معلوم و مسلم آنست كه حسن بن على - بر او و بر پدرش درود و رحمت - بشرى از نوع ديگر بود او از آنگونه انسانهائى بود كه فقط در فترتهاى معدودى از زمان , در دسترس اين جهان قرار ميگيرند