صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٥٩ - عقيده ؟ يا حكومت ؟
و بشريت , روحيات عالى و نمونه ى انسانى را از روش و كيفيت زندگى آنان الهام ميگيرد و به رهنمائى آنان , به سعادت خود راه مى يابد
او از شرف معناى خاصى درك ميكرد كه تركيبى بود از عزت نفس و مصالح دينى ديگر نه حكومت و نه مال و نه تمتعات لذتبخش اين جهان , هيچيك بعقيده ى او داخل در حساب شرف نبودند
معصوميت او از پليدى - كه قرآن بدان ناطق است - و روحيه ى عالى و نمونه ئى كه تمام وجود او را انباشته بود نميگذاشت كه وى از اوج اين شرف به حضيض تمايلات دنياى چند روزه و خواسته هاى محدود و عيش منغص و تيره ى اين جهان فرود آيد علاوه , اينكار مستلزم روى گردانى از خدا و از كتابهاى آسمانى و پيامبران الهى و روز قيامت , بود و مرد دنيا ناگزير ميبايد از اين همه چشمپوش و احيانا با آنها دشمن باشد
برد موقعيت بكمك اين روشهاى انحرافى و فساد آميز , در زندگى اين رديف انسانهاى اوج نشين و بلند پرواز , بزرگترين زيان و خسارت است
لازمه ى تن دادن به اين روشها - در مورد حسن بن على آن بود كه غرائز بينظير و پر ارزشى كه بدست نبوت در كيان او بر نشانده شده و از پستان وحى , تغذيه كرده و در مهبط قرآن گسترش يافته , بكلى در وجود او متلاشى شود و از بين برود
ولى مگر ممكن بود , اين غرائز كه همچون ذاتيات وى و جزئى از وجود او بود متلاشى گردد ؟ مگر ممكن بود او - كه پسر رسولخدا و پرورده ى دامان او و شاگرد مكتب اوست - براى دنيا به فعاليت برخيزد و يا در امر دنيا سختكوش و در تلاش باشد ؟