روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٩ - ترجمه
خواست تا از گلوى خود بر آرد نتوانست اسير گشت حقتعالى وحى كرد به موسى كه اى موسى درياب دشمنت[را] [١]موسى بيامد او را ديد چنان عصاى [٢]برآورد [٣]و بالاى عصا ده گز بود و بالاى موسى ده گز [٤]و ده گز بر هوا برجست و عصا بر كعب او زد و از آن زخم بيفتاد و آن كوه بر گردن او نتوانست خاستن بنى اسرائيل بشتافتند و تيغ و تير در او نهادند و او را بكشتند و سرش ببريدند گفتند استخوان [٥]او چند سال به پل رود نيل كرده بودند اين روايت [٦]است.
و روايتى ديگر آنست كه او در زمين بغى و طغيان از حدّ ببرد خداى تعالى سباع زمين را بر او گماشت شيران را هر شيرى چند [٧]پيلى و هر گرگى چند شترى و هر كركسى چند خرى تا در او افتادند و او را بدريدند و بخوردند.و قال اللّٰه إِنِّي مَعَكُمْ ،و خداى تعالى بنى اسرائيل را گفت من با شماام به معنى نصرت اين جا وقف است و كلام تمام است.
آنگه ابتداى كلامى دگر كرد گفت (لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاٰةَ) كوفيان گفتند اين لام جواب قسمى مضمر است و التّقدير و اللّٰه لئن اقمتم الصّلاة به خداى كه اگر شما نماز بهپاىداريد و اركان و حقوق آن به جاى آريد و مواقيت آن را مراعات و مراقبت كنيد [٨](و آتيتم الزّكاة)و زكات مال بدهيد برحسب آنكه بر شما فريضه كردهاند و به رسولان و پيغامبران من ايمان آريد و ايشان را تصديق كنى و حرمت دارى و تعظيم و توقير كنى و قوله: وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ در تعزير دو قول گفتند زجاج گفت مراد به تعزير نصرت [٩]است يعنى اگر يارى كنيد پيغامبران مرا [١٠]و ابن زيد گفت مراد به تعزير توقير و تعظيم است و ابو عبيد [١١]اين اختيار كرد به اين بيت استشهاد كرد:
و كم من ماجد لهم كريم
و من ليث يعزّر فى النّدىّ
[١] .اساس:ندارد،از وز افزوده شده.
[٢] .ديگر نسخه بدلها بجز مت:عصا.
[٣] .لت:براوزد.
[٤] .مر+بود.
[٥] .وز،تب،آج،لب،لت:استخوانهاى،مر:استخوان پاى.
[٦] .آج،لب:روايتى.
[٧] .مر:چون.
[٨] .آج،لب:كنى.
[٩] .اساس،وز،مت:تصرف،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .مر:را.
[١١] .تب،مر:ابو عبيده.