روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٣ - ترجمه
صادق-عليه السّلام-اذا آتيتموهنّ اجورهنّ چون بداده باشى مهرهاى ايشان و مهر در برابر استمتاع بود و اين قول عبد اللّٰه عبّاس است و جملۀ مفسّران.
مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسٰافِحِينَ ،نصب هر دو بر حال است و در معنى محصنين دو قول گفتند يكى آنكه عاقدين عليهنّ در حالآنكه بر ايشان عقد بندى [١].
و قول دگر آن است كه در آن حال كه شما پارسا باشيد نه زناكننده و سفاح زنا باشد لسفح [٢]الماء براى ريختن آب و اگرچه در حلال اين معنى باشد و لكن به عرف مخصوص شده است وَ لاٰ مُتَّخِذِي أَخْدٰانٍ نه بر سبيل صداقت و دوست گرفتن و اخدان جمع خدن باشد و الخدن و الخدين الصّديق و المخادنة المصادقة [٣]و در عرب عادت [٤]بودى مردى زنى را به دوست گرفتى يا زنى مردى را بهمنزلۀ نكاح ساختندى [٥]و خداى تعالى از آن نهى كرد گفت:اين مناكحت به ايشان بر سبيل نكاح بايد نه بر سبيل سفاح و دوست گرفتن. وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمٰانِ ،هركه او به ايمان كافر شود گفتند:معنى آن است كه هركه كفر آرد ببدل ايمان و گفتند:معنى ايمان اقرار باشد باللّٰه و انبيائه و كتبه هركه كفر آرد به آنچه واجب است كه به آن ايمان آرند.
و گفتند:معنى آن است كه هركه كفر آرد يعنى جحود كند تصديق و اقرار را و اين بر ظاهر خود باشد فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ عمل و كردار او باطل شود يعنى اعمال او بر وجهى افتد كه بر او هيچ ثواب نباشد و لكن چون در ظاهر صورت واقع دارد حبوط براى آن گفت و الا معنى آن است كه عمل او هيچ به موقع [٦]قبول نيوفتد براى آنكه از شرط قبول عمل آن است كه ايمان صحيح بر او مقدم باشد و ارتداد به نزديك ما درست نيست [٧]لما يؤدّي الى الاحباط او الجمع بين الثّواب [٨]و العقاب على سبيل الدّوام على ما بيّنّاه فيما مضى وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخٰاسِرِينَ و [٩]در قيامت از جملۀ
[١] .تب:بنديد.
[٢] .آج،لب،مر:ليسفح.
[٣] .مر:الصداقة.
[٤] .تب،لت+كه.
[٥] .تب،آج،لب مر،لت:شناختندى.
[٦] .لت:محل.
[٧] .مر:نباشد.
[٨] .مر:الصواب.
[٩] .ديگر نسخه بدلها بجز مت+او.