روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥ - ترجمه
آنگه حقتعالى رد كرد بر منافقان و تحريض مؤمنان بر جهاد تا از مرگ نترسند، و رغبت نكنند در حيات دنيا،و گمان نبرند كه براى آنكه به كارزار نروند هميشه خواهند ماندن و مرگ به ايشان نخواهد رسيدن،گفت: أَيْنَمٰا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ ،هركجا باشى [١]مرگ شما را دريابد. وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ،و اگر همه در حصنهاى حصين باشيد،اين قول قتاده است.عكرمه گفت:في قصور محصّصة،من الشّيد و هو الجصّ،ابو عبيده گفت:مزيّنة،آراسته.قتيبى گفت:مطوّلة، بلند كرده،من شاد البناء اذا رفعه و شيّده براى مبالغه را.و مراد به«بروج»حصون و قلاع است،و گفتند:آيت ردّ است بر آنان كه گفتند از منافقان مجاهدان و شهيدان را: لَوْ كٰانُوا عِنْدَنٰا مٰا مٰاتُوا وَ مٰا قُتِلُوا [٢]... ،و نيز گفتند: قَدْ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيداً [٣].
قوله: وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ ،اين در جهودان و منافقان آمد [٤]كه ايشان چون رسول -عليه السّلام-به مدينه آمد،هرگه ايشان را نكبتى رسيدى و احتياجى و نقصانى [٥]ريع و ميوه بودى،گفتند [٦]:هذا بشوم هذا الرّجل،اين از شومى اين مرد است،و اگر ايشان را خصبى [٧]و راحتى و نفعى و زيادتى بودى،گفتندى [٨]: هٰذِهِ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ،يعنى اين نعمت از نزديك خداست [٩].
بعضى دگر گفتند:مراد به«حسنه»ظفر و غنيمت است،و مراد به«سيّئه»قتل و هزيمت،يعنى كه اگر نه سبب آن بودى كه تو كه محمّدى ما را به كارزار بردى يا فرستادى،ما را اين نكبت نرسيدى،و قول اوّل درستتر است.حقتعالى [٣٢٦-پ] گفت:جواب ده ايشان را و بگو كه اينهمه از رنج و راحت و بيمارى و تندرستى و تنگى و فراخى و خصب و جدب و رخص و غلا-على بعض الوجوه-از قبل خداست-
[١] .تب،مر:باشيد.
[٢] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٥٦.
[٣] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٧٢.
[٤] .اساس و مت+و مجاهدان و شهيدان،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها و فحواى عبارت زايد مىنمايد.
[٥] .وز،تب،آج،لب:نقصان.
[٦] .تب،مر:گفتندى.
[٧] .اساس،مت:رخصتى،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .وز:گفتند.
[٩] .وز:حق است.