روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٥ - ترجمه
و روايت كردهاند كراهتش از اميرالمؤمنين -عليه السّلام-و عبد اللّٰه مسعود و جماعتى از صحابه و بر قول جمله[فقها] [١]مباح است.قوله: اَلْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ ،بر ظاهر عموم است و مراد خصوص براى آنكه بعضى مرده و خون هست كه حرام نيست، چون ماهى و ملخ و جگر و خونى كه در ميان گوشت باشد و مردار و خون و جز آنكه حرام است پليد است و حكم طهارت [٢]ندارد.و اگر مردار [٣]به جامه و اندام بازآيد [٤]ببايد شستن و اگر مرده آدمى باشد [٥]و كسى دست به او بازنهد غسلش واجب بود چون سرد شده باشد و هنوز شسته [٦]نباشد.
و مرتضى رحمهاللّٰه گفت:سنّت است غسل كردن از او و اين مذهب ابو حنيفه و شافعى و ثورى و مالك و اصحاب ابو حنيفه و عامّۀ فقهاست.
و محمّد بن الحسن گفت:وضو واجب است از او [٧]غسل واجب نيست و به نزديك بيشتر اصحاب [٨]ما واجب است و همچنين پارهاى از مرده [٩]كه در او استخان [١٠]باشد يا عضوى يا پارهاى كه از زنده [١١]ببرند چون در او استخان [١٢]باشد و كسى آن را بسايد [١٣]به دست بر او غسل واجب بود و پوست او به نزديك ما پليد بود و دباغت نپذيرد و پاك نشود به دباغت و در او تصرّف كردن به بيع و شرا و هبت و استعمال حرام است و هرچه در او كنند [١٤]يا به آن مماسّه باشد او را پليد شود قبل الدّباغ و بعدها.و مذهب جملۀ فقها خلاف اين است در دباغت،و گفتند:به دباغت پاك شود.و از مردار چند چيز پاك باشد [١٥]:موى و پشم و پر به شرط آنكه ببرند و بنهكنند چه اگر بكنند پليد باشد و دندان و استخوان و سرو و سم و شير و هرشه و خايۀ
[١] .اساس و مت:ندارد،از وز افزوده شد.
[٢] .مر:طاهر.
[٣] .اساس،وز و مت:مرد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .مر:بالايد(يا پالايد)
[٥] .اساس و مت:مرده باشد آدمى،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج،لب:بشسته،مر:كشته(يا گشته)
[٧] .تب و مر:و.
[٨] .اساس و مت:ندارد،با توجه به وز افزوده شد.
[٩] .تب،آج،لب،مر:مردهاى.
[١٢] [١٠] .كذا در اساس،همۀ نسخه بدلها:استخوان.
[١١] .آج،مر:زندهاى.
[١٣] .تب،آج،لت:ببسايد.
[١٤] .مر:كشند.
[١٥] .اساس،لب و مت:شود،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.