روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤ - ترجمه
جاست كه هركسى از ايشان پشت بر صاحبش كند،و فرق [١]ميان تدبّر و تفكّر آن است كه«تدبّر»تصرّف دل باشد به نظر[در عواقب و تفكّر تصرّف دل باشد به نظر] [٢]در دلائل.و حقيقت اختلاف آن باشد كه ممتنع باشند ازآنكه يكى قائم بود مقام آن ديگر در آنچه راجع بود با ذاتشان چون سواد و بياض و سواد و حلاوت.
و در معنى اختلاف اين جا سه قول گفتند:يكى آنكه ابو علىّ گفت:على حدّ واحد است از فصاحت و بلاغت هيچ در او ركيك و ضعيف و بد و مرذول نيست.
زجّاج گفت:يعنى در او اختلاف نيست در اخبار غايبات،و آنچه از احوال و اسرار شما خبر مىدهد همه اخبارش وفق مخبر است.قتاده و ابن زيد گفتند:در او تناقضى و تفاوتى نيست از جهت حقّى و باطلى.
و اختلاف سه گونه باشد:اختلاف تناقض باشد،و اختلاف تفاوت،و اختلاف تلاوت.و آن دو اختلاف باتّفاق در قرآن نيست.
و امّا اختلاف تلاوت از اختلاف قرّاء در او نه اختلافى است كه در او نقصى آرد،بل همه بر منهاج حق و صواب است،چون هريكى را وجهى و دليلى و بيّنتى از كلام عرب هست،پس به مثابۀ آن است لاختلاف [٣]فيه من هذه الجهة على هذا اللّسان.و اختلاف كه در تازى آمد شد باشد،هم موافق مذهب متكلّمان است براى آنكه ايشان اكوان متضادّ گويند به اختلاف جهات و تضادّ اختلاف باشد و زيادة عليه.
وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ ،اين هم وصف منافقان است كه رسول-عليه السّلام-سريّتى را به جايى فرستادى و ايشان را ظفرى يا كسرى بودى،منافقان بشتافتندى و آن خبر از صادر و وارد بپرسيدندى و با يكديگر بازگفتندى پيش ازآنكه با رسول گفتندى،و بعضى دگر گفتند:مراد [٤]آن ارجاف است كه ايشان در مدينه افگندندى به نيك و بد بىبصيرتى،چنان كه خداى تعالى گفت:
وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ... [٥] ،و آنكه چنين چيزى گويد ايمن نباشد ازآنكه
[١] .وز،تب،آج،لب+از.
[٢] .اساس،مت:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .تب،آج،لب:لا اختلاف.
[٤] .مر+از.
[٥] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٦٠.