روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦ - ترجمه
اينان هم امامند هم امرا هم علما،و قول ما داخل نيست در قول ايشان.پس اين متّفق عليه است،و آن قول مختلف فيه.
و قوله: يَسْتَنْبِطُونَهُ ،أى يتجسّسونه،آنان كه تجسّس مىكنند فى قول ابن عبّاس و ابى العاليه،و زجّاج گفت:معنى استنباط استخراج باشد،و أنبط الماء اذا اخرجه، قال الشاعر [١]:
اذا قال قولا أنبط الماء فى الثّرى
و اين سواديان عرب را براى آن نبيط خوانند كه ايشان چشمههاى آب بيرون آرند[٣٢٨-پ]،قال المعرّي [٢]:
اين امرؤ القيس و القوافي
اذ مال من تحته الغبيط
استنبط العرب فى الموامي
بعدك و استعرب النبيط
و در«منهم»دو قول گفتند كه ضمير با كه راجع است:يكى آنكه راجع است با«اولىالامر»،و دگر با فرقۀ منافقان كه خبر مىپرسيدند. وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ،و اگر نه فضل و رحمت خداى بودى بر شما از تواتر و ترادف الطاف شما پسر و [٣]شيطان شدى. إِلاّٰ قَلِيلاً ،مگر اندكى.
خلاف كردند در رجوع اين استثناء كه با كه راجع است بر چهار قول:قولى آن است كه راجع با ضمير مخاطبان است،من قوله: لاَتَّبَعْتُمُ ،كه در بر [٤]اوست،و اين اولىتر است براى آنكه ظاهر كلام اين است،و تقدير اين است كه:الّا قليلا منهم [٥].
و قول دگر ابو على گفت:الّا قليلا من الاتّباع،يعنى همۀ اتّباع شما شيطان را بودى مگر اتّباعى اندك كه آن نه شيطان را بودى.
حسن بصرى و قتاده و فرّاء گفتند:استثناست از مستنبطان،و تقدير آنكه:
لعلمه الّذين يستنبطونه منهم الّا قليلا.چهارم عبد اللّٰه عبّاس و ابن زيد و كسائي و فرّاء و مبرّد گفتند:أذاعوا به الّا قليلا،استثنا از«إذاعة»كردند،و اين جمله اگرچه جايز است[در رجوع [٦]] [٧]إلى كلّ واحدة من هذه الجمل صلاحا خلاف نيست،و لكن
[٢] [١] .تب+شعر.
[٣] .مر:پيروى.
[٤] .آج،لب:برابر.
[٥] .وز،تب،آج،لب،مر:منكم.
[٦] .آج،لب،مر+استثناء.
[٧] .اساس ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.