روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥ - ترجمه
دروغ گويد،و گفتهاند:مرا به امن و خوف ظفر و هزيمت است،و اگر حمل كنند بر عموم اولىتر باشد. أَذٰاعُوا بِهِ ،آشكارا كنند و بپراگنند،و إذاعة السّر افشاؤه باشد، قال [١]:
اذاع به فى النّاس حتّى كأنّه
بعلياء نار أوقدت بثقوب
و اصل او تفريق باشد.تبّع گفت-آنگه كه به مدينه آمد و آب مدينه بازخورد [٢]:
و لقد شربت على براجم شربة
كادت بباقية الحياة تذيع
أى تتفرّق [٣].براجم:ماء بالمدينة،و گفتهاند:او از اين[آب] [٤]بازخورد زره [٥]در آب بود در گلوى او گرفت،و ذاع الخبر اذا فشا،و رجل مذياع اذا كان لا يحفظ السرّ،و ذاع و شاع و فشا و علن و ظهر متقارب است.
آنگه گفت: وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ ،و اگر با رسول افگندى تا او بگفتى و افشا كردى در قول آنان كه گفتند مراد حديث سراياست،و گفتهاند: إِلَى الرَّسُولِ ،أى الى سنّته،يا طريقت و سنّت او رد كردندى.و امّا«اولى الأمر،باقر-عليه السّلام-گفت:أئمّۀ معصوماند [٦]،و وجوهى بسيار از [٧]استدلال برفت بر اين.
ابن زيد و سدّى و جبّائي گفتند:امراء [٨]،سرايايند،حسن و قتاده و ابن جريج گفتند:علمااند و ملازمان رسول-عليه السّلام.و قول باقر-عليه السّلام-كه گفت:
مراد معصومانند اولىتر است،براى آنكه خداى تعالى گفت:اگر به ايشان رد كنند بدانند آنان كه استنباط و استخراج آن مىكنند،و هيچكس نباشد كه به قول او علم حاصل شود مگر معصومى كه دروغ بر او روا نباشد.
دگر آنكه قول ايشان كه گفتند:امرا و علمااند،داخل است در قول ما كه
[١] .تب+شعر،مر+الشّاعر.
[٢] .تب+شعر.
[٣] .آج،لب،مر:تفرّق.
[٤] .اساس،مت:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .اساس:به صورت«ذره»هم خوانده مىشود،اج:ذروه،و در زير كلمه معنى كرده است«زالو».
[٦] .مر:معصوميناند.
[٧] .مر+ادلّه.
[٨] .مر:اولى الأمر.