روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٧ - ترجمه
روى لغت،تكلّم به كلام آن باشد كه سخنى گويد و اگرچه او را مخاطبى مخصوص نباشد و كلّم [١]فلانا اذا خاطبه پس كلّم [٢]از تكلّم باشد خاصتر و تكلّم عامتر بود عجب از خرد كسى كه روا دارد كه گويد خداى تعالى با موسى عليه السّلام،بر كوه طور در عهد موسى سخن گفت به كلامى قديم چون كلام را تعليق كرد بدين سه چيز از وقت و جاى و شخص و اين هر سه پيش از كلام خداى باشند آنكه در وجود مقدّم بود بر كلام ازين سه چيز محدث باشد و كلام كه پس از آن باشد به مدّتها قديم عجب قولى باشد.
قوله: رُسُلاً بدل رسل [٣]اوّل است مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ نصب هر دو بر حال است پيغامبرانى [٤]بشارتدهنده و ترساننده،بشارتدهنده مؤمنان را به ثواب و ترساننده كافران را به عقاب، لِئَلاّٰ يَكُونَ لِلنّٰاسِ عَلَى اللّٰهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ،لام غرض راست تا نباشد مردمان را بر خداى حجّتى پس پيغامبران.
ابو على گفت آيت مخصوص است به آنان كه در معلوم چنان باشد كه ايشان را در بعثت انبيا عليهم السّلام لطف است چه اگر پيغامبرى [٥]بديشان [٦]نفرستد كه ايشان را ارشاد كند به مصالح ايشان از عبادت [٧]و جز آن ايشان را بر خداى تعالى حجّتى بليغ باشد [٨]اين دليل فساد قول آنكس كند كه گويد در مقدور لطفى باشد كه اگر خدا [٩]با كافر بكند ايمان آرد براى آنكه اگر چنين [١٠]بودى چون آن لطف نكردى حجّت [١١]كافر را بودى بر خداى تعالى فامّا آنكس كه معلوم از حال او آن باشد كه بعثت انبيا او را لطف نباشد خداى را تعالى بر او [١٢]حجّت باشد به ادلّۀ عقل و اگر چنان كه او را به ادلّۀ عقل حجّت نبودى بر او تا [١٣]پيغامبر [١٤]نفرستادى اين فاسد بودى از دو وجه يكى آنكه ممكن نبودى او را علم به صدق انبيا و صحّت نبوّت ايشان
[١] .وز:كلام.
[٢] .تب،آج،لب،لت:كلمه.
[٣] .تب+او.
[٤] .آج،لب،مر،لت:پيغمبرانى.
[٥] .آج،لب،مر،لت:پيغمبرى.
[٦] .مر:بر ايشان.
[٧] .مر:عبادات.
[٨] .وز،تب،آج،لب،مر،لت+و.
[٩] .تب،مر:خداى.
[١٠] .آج،لت:چونين.
[١١] .لب:حجّتى.
[١٢] .مر:برو/بر او.
[١٣] .آج،لب،مر،لت:ندارد.
[١٤] .وز،آج،لب،مر،لت:پيغمبر.