روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧ - نظم
غيبت را مثل زد،گفت:أ يحبّ احدكم ان يأكل لحم اخيه ميتا فكرهتموه،خواهد يكى[از] [١]شما كه گوشت برادرش خورد در آن حال كه مرده باشد؟نخواهى [٢]به هيچ حال.
كهمس گفت از ميمون بن شاه [٣]شنيدم-و اين ميمون را بر حسن بصرى تفضيل دهند اصحاب اخبار و گويند ميمون كسانى را ديد كه حسن نديد-او گفت:در خواب ديدم شبى [٤]زنكى مرده [٥]را بياوردند و پيش من نهادند و گفتند:
بخور.گفتم:چگونه خورم گوشت مردار؟گفتند:چنان كه غيبت كردى فلان را.
گفتم:و اللّه كه من در او خير و شر نگفتم.گفتند:نه،پيش تو او را غيبت مىكردند و تو مىشنيدى.گفتم:توبه كردم كه [٦]غيبت نكنم و رها نكنم [٧]تا پيش من كسى را غيبت كنند.رسول-عليه السلام-گفت:
السّامع للغيبة كاحد المغتابين ،گفت:شنوندۀ غيبت يكى باشد از غيبت كنان.
حكايت كردند از بعضى [٨]صالحان كه در فلان گورستان نشسته بودم [٩]، مردى جوان [١٠]جلد بگذشت به ما،گفتم [١١]:اين و امثال اين وبال باشند [١٢]بر مردمان.چون شب در آمد بخفتم.در خواب ديدم كه:آن مرد را بياوردندى بر جنازهاى نهاده و پيش من بنهادندى و كاردى به دست من داد[ند] [١٣]ى گفتندى [١٤]بخور[١٦-ر].گفتم:يا سبحان اللّه،چند سال است كه گوشت حيوانات نخوردهام،
[١] .اساس:ندارد،از آج افزوده شد.
[٢] .آد،كا،گا:نخواهيد.
[٣] .آد،كا،گا:ميمون شاه.
[٤] .آد،كا،گا:شبى من در خواب ديدم.
[٥] .كا:شبى مردهاى.
[٦] .آد،كا،گا:تا.
[٧] .آد،گا:نگذارم.
[٨] .آد،گا:يكى از.
[٩] .آد،گا:نشسته بوديم.
[١٠] .كا:جوانى.
[١١] .آد،گا:من گفتم،گا:گفتيم.
[١٢] .آد،كا،گا:باشد.
[١٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٤] .آد،كا،گا+و.