روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢١
مىباشى.گفتند:[١٣٩-ر]«تفكّه»از اضداد است،يقال:تفكّه اذا تنعّم،و تفكّه اذا حزن.فرّاء گفت:تفكّهون و تفكّنون لغتان،و گفتند:تفكّه سخنى باشد كه به كار نيايد،و منه الفكاهة [١]للمزاح،و اصل كلمه اين است،و«تفكّه» حديث مزاح باشد.تشبيها بالتّعلل بالفواكه،و معنى آنكه يتروحون إلى التندّم كما يتروّح الفكه الى الحديث؛استراحت مىكنند به پشيمانى چنان كه مرد ممازح به حديث خويش استراحت كند.
إِنّٰا لَمُغْرَمُونَ ،أى و يقولون إِنّٰا لَمُغْرَمُونَ ،گويند:ما غرامت زدهايم كه خرج كردهايم و دخل نيافتهايم.عبد اللّه عبّاس و قتاده گفت:ما معذّبيم،و الغرامة [٢]و هو العذاب.مجاهد و عكرمه گفتند:«مولع بنا»؛به ما ولع [٣]شدهاند،يعنى به زيان ما.مقاتل حيّان گفت:مهلكون؛ما را هلاك كردهاند.
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ؛بل ما محروم و محدوديم و بازده [٤]بازمانده [٥]و روزى بگردانيده از ما.انس مالك گفت:يك روز رسول-عليه السلام-به زمينى از زمينهاى انصار بگذشت ناكشته بود،گفت:چرا اين زمين نكشتى [٦]؟گفتند:براى آنكه باران كم مىآيد [٧]،گفت:شما تخم در زمين افگنى [٨]كه روياننده خداست.
سالى به باران روياند و سالى به باد و سالى به نجم.آنگه اين آيت بر خواند،و محروم و محدود و محارف [٩]همه ضدّ مرزوق باشد.
أَ فَرَأَيْتُمُ الْمٰاءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ ،گفت:مىبينى [١٠]اين آب كه مىخورى [١١].
[١] .الفاكهة.
[٢] .آج:من الغرامة؛آد،كا،گا:من الغرام.
[٣] .آد،كا،گا:والع.
[٤] .آد،گا:باززده.
[٥] .آج،كا،گا:و بازمانده.
[٦] .آد،گا:نكشتهايد.
[٧] .اساس:مىآمد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .آج،و ديگر نسخه بدلها:افگنيد.
[٩] .اساس،آج:محاد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها:مىبينيد.
[١١] .آج و ديگر نسخه بدلها:مىخوريد.