روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٠ - ترجمه
آبى گرم تافته كه گرماى او به غايت رسيده باشد.قتاده گفت:آبى باشد كه از آنگه كه خداى تعالى آسمان و زمين آفريد،تابند [١]،گفت حال ايشان از دو بيرون نباشد:يا در جحيم باشند[يا در حميم] [٢]،يا در آتشى افروخته يا در آبى تافته.
كعب الأحبار گفت:واديى از واديهاى دوزخ باشد كه خون و ريم اهل دوزخ در او شود [٣]،اين كافران را ببرند بندبرنهاده در آنجا اندازند،چون يكبار [٤]فروشوند، بندها و اوصال ايشان از يكديگر جدا شود،ايشان را ازآنجا برآرند نيم مرده و پاره پاره گشته،خداى تعالى دگرباره ايشان را باز آفريند خلقى نو،ايشان را ازآنجا در آتش بخشيده [٥]فگنند [٦]،دأب ايشان هم چنين باشد،ميان اين و آن[١١٦- پ]مىگردانندشان،فذلك قوله: يَطُوفُونَ بَيْنَهٰا وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ، فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ .
اگر گويند:در اين آيات كه رفت از ذكر دوزخ و اعلام و اهوال قيامت، چه نعمت است تا خداى تعالى به آن تقرير كند با جنّ و انس و گويد: فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ ؟جواب گوييم:در او نعمتى جزيل [٧]جسيم هست دينى،و آن آن است كه:وعيد و تهديد به ذكر دوزخ و اهوال قيامت و ذكر آن و تقرير و تذكير آن،در او لطفى بود كه ايشان را به طاعت نزديك كند و از معصيت بازدارد،اين باعث بود بر ايمان و صارف بود از كفر،و اين غايت نعمت باشد در دين كه ايشان را به ثواب رساند و از عقاب برهاند.
وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ [٨] ،وصف ثواب اهل بهشت كرد [٩]،گفت:آن را كز [١٠]
[١] .آد،گا:آفريده مىتابند؛كا:آفريد مىتابند.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آد،گا:در او مىرود.
[٤] .آد+بدان؛كا+به او؛گا،در آن.
[٥] .كا:شخيده.
[٦] .كا:افكند.
[٧] .آد،كا،گا+و.
[٨] .كا+آنگه.
[٩] .آج+و.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها:كه از.