روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٨ - ترجمه
مستى باشد [١]،مراد شدّت [٢]غمرت است[٣٠-ر]و حيرت،بهمانند مستى كه بر دل و عقل آدمى غالب شود. بِالْحَقِّ ،قيل:بالحقيقة؛براستى و درستى،و قيل:
بالحقّ من امر الآخرة،يعنى آمد تا آدمى را امر آخرت محقّق كند،چه او در شك مىباشد [٣]از بعث [٤]و نشور و از آنچه او را خبر دهند از ملاقات فرشتگان و سؤال و عذاب گور و مانند اين،آنگه كه مرگ بديد،فرشتگان بر او ظاهر شوند او را علم ضرورى حاصل شود،فذلك قوله: وَ جٰاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ،و گفتند:بحق آن خواست كه مآل امر آدمى باشد از سعادت و شقاوت،براى آنكه آن مشكوك است،چون مرگ آيد محقّق شود.
و عبد اللّه مسعود خواند:«و جاءت سكرة الحقّ بالموت»على التقديم و التأخير [٥].يك تفسير آنكه:سكرة اللّه بالموت،براى آنكه حق نامى است از نامهاى خداى تعالى،على إضافة الفعل الى فاعله،و گفتند:بحق،يقين خواست،يعنى سكرت حقّ،[آنگه] [٦]آن را تفسير كرد به موت.
أبو وائل گفت:چون أبو بكر به در مرگ رسيد،عائشه بر بالين او بود مىگريست،اين بيت بتمثّل [٧]بگفت:
لعمرك ما يغنى الثّراء عن الفتى
اذا حشرجت يوما و ضاق به الصّدر
ابو بكر گفت:يا بنيّه چنين مگو،و لكن بگو: و جاءت سكرة الحق بالموت ذلك ما كنت منه تحيد ،اين جا قول مقدّر است،و التّقدير فيقال له:ذلك ما كنت منه تحيد،عند آن حال او را گويند:اين آن است كه تو از او مىگريختى و الحيد؛الميل،يقال:حاد عن كذا اذا مال عنه،قال طرفة:
[١] .آد،كا،گا+و.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها+و.
[٣] .آج:مىبود،آد،گا:باشد؛كا:است.
[٤] .اساس:شريعت؛با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .اساس:تأخير،با توجه به آج تصحيح شد.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها فزوده شد.
[٧] .آج،كا:بتمثيل.