روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٤ - ترجمه
و بكشتند و آن خانه بيران كردند [١].
ابن زيد [٢]روايت كرد از ابو حاتم الرّياسى كه او گفت:ابو كرب اسعد الحميرى [٣]:از تبابعه بود ايمان آورد به رسول-عليه السلام-پيش ازآنكه او را بفرستادند به هفتصد [٤]سال و اين بيتها او راست در[اين] [٥]معنى:
شهدت على احمد أنّه
رسول[من] [٦]اللّه بارى النسم
فلو مد عمري الى دهره
لكنت وزيرا له و ابن عمّ
كلّ كذّب الرسل؛اينان همه پيغمبران را دروغ [٧]داشتند فَحَقَّ وَعِيدِ ؛عذاب من بر ايشان واجب شد.آيت براى تهديد اهل مكّه فرستاد و قتاده گفت:
خداى تعالى قوم تبّع را[ذم كرد و تبّع را] [٨]ذم نكرد،و او از ملوك يمن بود او برفت و لشكر به مكّه برد تا كعبه ويران كند.او را گفتند:اين خانۀ خداست و خداى اين خانه را نگاه دارد،حرمت اين خانه فرومگذار.بشنيد و كار بست و احرام گرفت.در مكّه شد و كعبه را جامه پوشانيد-و او اوّل كس بود كه كعبه را [٩]جامه پوشيد.
أَ فَعَيِينٰا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ [٢٨-پ]گفت ما فرومانديم به خلق اوّل؟صورت استفهام است و معنى جحد،يعنى فرونمانديم.و معنى آنكه چون ما به خلق اوّل فرونمانديم كه [١٠]ناچيز چيز كرديم اولى و احرى كه به خلق دوم[كه] [١١]اعادت است فرونمانيم، بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ؛بل ايشان در لبس و پوشيدگىاند از خلق نو،و آن بعث و نشور است،يعنى شاكّاند [١٢]در او.
[١] .بيران/ويران؛آج،آد،گا:ويران.
[٢] .كذا در اساس و آج؛آد،كا،گا:ابن دريد.
[٣] .اساس+گفت،كه زايد مىنمايد.
[٤] .آد،كا،گا:هشتصد.
[٦] [٥] .اساس و آج:ندارد،از آد افزوده شد.
[٧] .اساس:دوغ،با توجه به ديگر نسخه بدلها تصحيح شد،كا:به دروغ.
[١١] [٨] .اساس:ندارد،از آج افزوده شد.
[٩] .آد،گا:خانۀ خدا را.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+از.
[١٢] .كا:به شكاند.