روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٣ - ترجمه
بشنيد ايشان را بر گرفت و با خود به يمن برد.چون به يمن رسيد حمير رها نكردند كه او در آنجا رود گفتند تو از دين ما برگرديدهاى و در دين جهودى رفتهاى.او [١]ايشان را دعوت كرد با دين خود و گفت:اى بيچارگان بدين [٢]اندرآيى كه اين دين بهتر از دين شماست.گفتند:ما با توبه حكومت به آتش رويم-و ايشان را آتشى بود به يمن در زير كوهى كه آن را«ثدى» [٣]گفتندى كه چون ايشان را با يكديگر خصومتى [٤]بودى به آنجا رفتندى.اين [٥]آتش ميان ايشان حكم كردى گناهكاران را بسوختى و بىگناهان را نرنجانيدى.تبّع گفت:روا باشد.بر اين قرار دادند و اين دو حبر بيرون آمدند [٦]و بر ره آن آتش بنشستند،و حمير نيز به در آمدند [٧]و بتان را بياوردند و تقرّبها كردند آتش از شقّ آن كوه بيرون آمد و روى به حمير نهاد و ايشان را[٢٨-ر]و بتان را همه را بسوخت و اين دو حبر را هيچ گزند نكرد [٨].ايشان از ميان آتش بيروت آمدند به سلامت و تورات مىخواندند پيشانىشان عرق كرده [٩]،و آتش با جاى شد.حمير كه آن بديدند در دين موسى شد[ند] [١٠].اصل جهودى در يمن ازآنجا افتاد [١١]و ايشان را خانهاى بود كه آن را تعظيم كردندى و به نزديك آن[قربانها كردندى و ازآنجا آواز بيرون آمدى.اين عالمان تبّع را گفتند اين] [١٢]شيطانى است كه اينان را فتنه مىدارد،بفرماى تا اين جاى بشكافند و آنچه آنجاست بيرون آرند.بشكافتند سگى سياه بيرون آوردند [١٣]
[١] .آد،گا:آنگه.
[٢] .آد،گا:به اين.
[٣] .اساس و آج:بدى،با توجّه به ديگر نسخه بدلها تصحيح شد؛آد:«ثدى».
[٤] .كا:خصومت.
[٥] .آد،كا،گا:آن.
[٦] .آد،گا+تورات در گردن افكنده؛كا+تورات حمايل كرده.
[٧] .آد،كا،گا:بيامدند.
[٨] .كا:نرسانيد.
[٩] .كا:به پيشانى عرق گرفته.
[١٠] .اساس:ندارد،از آج افزوده شد.
[١١] .آد،گا:از اين پيدا شد.
[١٢] .اساس:افتادگى دارد،از آج افزوده شد.
[١٣] .آد،گا:بيرون آمد.