روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٦
اهل دوزخ هريكى از ايشان را اندامى باشد شهىّ و مردان را آلتى بود كه ضعيف نبود [١].عبد اللّه مسعود گفت از رسول-عليه السلام-شنيدم كه گفت:نورى در بهشت پديد آيد اهل بهشت گويند:اين نور چيست؟گويند:روشنايى [٢][١٣٢- پ]دندان حورى است كه در روى شوهر خود بخنديد.
و در خبر است كه حورا [٣]چون در بهشت بخرامند [٤]از خلخال [٥]و سوار و نعلين او آواز تسبيح و تهليل و تمجيد [٦]مىآيد.مجاهد گفت كه حور را براى آن حور خوانند كه يحار فيها الطرف كه چشم در او متحيّر بماند.
لاٰ يَسْمَعُونَ فِيهٰا لَغْواً ،گفت در اين بهشتها سخن بيهوده و بىمعنى نشنوند.
وَ لاٰ تَأْثِيماً ؛و نه نيز نسبت كردن به اثم و بزه،يعنى يكديگر را نگويند اثمت؛ [٧]بزهكار شدى به اين كه گفتى. «إِلاّٰ قِيلاً» ،اين استثناى منقطع است؛الّا گفتار، سلاما سلاما.و نصب قيلا بر استثناست و نصب«سلاما»بر مصدرى است محذوف الفعل،اى و يسلّمون سلاما و روا بود كه مفعول به باشد و التقدير:بل [٨]يسمعون سلاما سلاما.و شايد كه قول بعضى بود بعضى [٩]سلّمك اللّه سلاما.كما قال تعالى: وَ اللّٰهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبٰاتاً [١٠]،آنگه ايشان را به نامى ديگر بخواند اعنى [١١]اهل بهشت.وصف نعيم و منازل ايشان كرد گفت:
وَ أَصْحٰابُ الْيَمِينِ مٰا أَصْحٰابُ الْيَمِينِ ،گفت اهل دست راست چه اهل [١٢]و
[١] .آد،گا:نشود و همه را خوشدل دارد،كه در قضيب او ضعفى و سستى نيايد.
[٢] .آد،گا:اين نور.
[٣] .آد،گا:حور عين؛حور/حوران.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:بخرامد.
[٥] .آد،گا+گوشواره.
[٦] .آد:تسبيح و تحميد و تهليل؛گا:تسبيح و تمجيد و تهليل.
[٧] .آد،گا+تو.
[٨] .آد:اى.
[٩] .آد،گا+را.
[١٠] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٩٤.
[١١] .آد،گا:برخواند يعنى.
[١٢] .آد،گا:اهلى.