روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٥
اذا ما الغانيات برزن يوما
و زججن الحواجب و العيونا
اى،و كحلن العيون لأنّها لا تزجّج[و مثله متقلّدا سيفا و رمحا،و مثله علفتها تبنا و ماء باردا
و امّا مثال حمل بر معنى چنان بود كه شاعر گويد:
جئني بمثل بني بدر لقومهم
او مثل اخوة منظور بن سيّار
نصب«مثل»براى آن كرد كه معنى جئني به«هات»باشد] [١]و كذلك على قراءة[من قرء] [٢]و حورا عينا،اى بالنصب،و يعطون حورا عينا.و اين قرائت نخعى است.و اشهب العقيلىّ در شاذّ [٣]،و زنانى [٤]حور سياه چشم و فراخ چشم.
جمع«حوراء»و«عيناء»باشد.
كَأَمْثٰالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ ؛مانند مرواريد پوشيده كه هوا در او اثر نكرده باشد ازآنكه مكنون و مصون و محروس بوده باشد تا صفاى لون و ضياء او بر جاى خود بود.
قال عمر بن ابى ربيعه [٥]:
هى زهراء مثل لؤلؤة الغوّا
ص ميرت من لؤلؤ مكنون.
(جزاء) نصب بر مفعول له باشد،اى يفعل ذلك بهم جزاء و مكافاة،اين كه دهند [٦]ايشان را بر سبيل جزا و مكافات دهند به آنچه كرده باشند از فعل طاعات و اجتناب مقبّحات.امّ سلمه گفت از رسول-عليه السلام-پرسيدم كه«حور عين»چه باشد؛گفت:زنانى سپيد [٧]روى فراخ چشم.
انس مالك روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:خداى تعالى حور العين را از زعفران آفريد.ابو امامه روايت كرد از رسول-عليه السلام-كه او گفت:هيچ مؤمن نباشد و الّا او را هفتاد زن بود از حور العين و هفتاد از ميراث
[٣] [٢] [١] .آج و ديگر نسخه بدلها+خواند.
[٤] .آد،گا:و حور عين و زنانى.
[٥] .اساس و همۀ نسخه بدلها:عمرو بن ابى ربيعه،با توجّه به مآخذ مربوط از جمله(مجمع البيان ٢١٧/٥)تصحيح شد.
[٦] .آد،كا،گا:مىدهند.
[٧] .آد،گا:سفيد.