روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠١
مثل او در امّت چنان است كه مثل ذو القرنين و او مولا و بار خداى من است اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب،و بعضى از بزرگان بسيار گفتى:
تقدّموا تقدّموا؛ در خيرات مقدّم باشى [١]تا در مقامات مقدّم باشى [٢].
در خبر است كه:چون در بهشت يكى از جملۀ سابقان از سراى خود بيرون آيد،از روى او چندان نور بتابد كه اهل بهشت بدانند،گويند:اين نور سابقان است و نور مقرّبان.
أُولٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ،گفت:ايشان مقرّبان و نزديكان باشند،و اين عبارت باشد از علوّ مرتبت و منزلت رفت درجه تشبيها بمن كان قريبا من السلطان مقرّبا بحضرته.
فِي جَنّٰاتِ النَّعِيمِ ؛در بهشتهاى نعيم باشند،و بعضى نحويان گفتند:السّابقون مبتداست،[و «اَلسّٰابِقُونَ» ديگر صفت اوست،و أُولٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ خبر مبتداست] [٣].
ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ ؛گروهى باشند از اوّلينان [٤]،و الثلة؛الجماعة،و مراد به اولينان [٥]امّتان گذشتهاند [٦]از امم انبيا-صلوات اللّه عليهم- [٧].
[وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ ؛و اندكى از آخرينان،يعنى امّت محمّد-صلى اللّه عليه و آله-. عَلىٰ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ]؛بر سريرهاى بافته زر در سيم مكلّل به انواع جواهر و مرصّع.و«وضنن [٨]»بافتنى باشد چون بافتن درع [٩]،[١٣٠-پ]و قال الاعشى:
و بيضاء كالنهى موضونة
لها قونس فوق جيب البدن
و منه:و ضين؛النّاقة،و آن تنگ او [١٠]باشد از دوال بافته،قال [١١]:
[٢] [١] .آج و ديگر نسخه بدلها:باشيد.
[٣] .اساس،آج:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آج:اوّليان.
[٥] .اساس:گزشته،با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج+و على نبيّنا.
[٧] .اساس؛آج:ندارد،با توجه به آد،گا:افزوده شد.
[٨] .گا:وضين.
[٩] .آد،كا،گا:زره.
[١٠] .آد،كا،گا:تنگى.
[١١] .آد،كا،گا+الشّاعر.