روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٢
بخورى از درختى از زقّوم.
و پربازكنى [١]از آن شكمها.
بازخورى و راى [٢]او از آب گرم.
بازخورى خوردن شتران تشنه.
اين نزل ايشان باشد روز جزا.
بيافريديم شما را چرا راست و باور ندارى؟ ديدى به آنچه مىريزى [٣]شما آب؟ شما آفرينى [٤]آن را يا ما آفرينيم؟ ما تقدير كرديم ميان شما مرگ و نيستيم ما سبق برده.
بر آنكه بدل كنيم مانند شما و بيافرينيم شما را در آنچه ندانى.
و دانستى شما آفريدن نخستين، چرا ياد نكنى؟ مىبينى آنچه مىكاريد؟ آيا شما مىرويانى آن را يا ما رويانندهايم؟ [١٢٦-پ] اگر خواهيم كنيم آن را پوسيده همه روز باشى [٥]اندوهگن.
ما گرانباريم.
بل بىروزىايم.
مىبينى آن آب كه مىخورى [٦]؟
[١] .آج:پربازكنيد.
[٢] .آج:واراى.
[٣] .آج:ديديد آنچه ميراندند.
[٤] .آج:آفرينيد.
[٥] .آج:باشيد.
[٦] .آج:مىبينيد آن آب كه مىخوريد.