روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٩ - ترجمه
وَ لاٰ تُخْسِرُوا الْمِيزٰانَ ،و ترازو كم مدارى [١]و چيزها كه سنجى [٢]كم نسنجى [٣].
قتاده گفت در اين [٤]آيت كه:در كتب اوايل هست:«يا ابن آدم اعدل كما تحبّ ان يعدل عليك»؛عدل كن با مردم چنان كه [٥]خواهى كه با تو كنند،و وفا كن با مردمان چنان كه تو را بايد كه با تو كنند.و بلال ابن أبي برده خواند: وَ لاٰ تُخْسِرُوا الْمِيزٰانَ ،به فتح«تا»و«سين»من الخسران،قال:و هو النقصان،و باقى قرّاء به كسر«سين»و ضمّ«تا»من الإخسار.
وَ الْأَرْضَ وَضَعَهٰا لِلْأَنٰامِ ؛و زمين بنهاد براى خلق [٦].حسن گفت:للجنّ و الانس.عبد اللّه عبّاس گفت و شعبي:لكلّ ذي روح.
فِيهٰا فٰاكِهَةٌ ؛در او انواع ميوههاست،يعنى در زمين.و«فاكهة» [٧]ابهام را موحّد گفت و منكر.ابن كيسان گفت:مراد هر [٨]چيز است كه مردم به آن تفكّه و تعلّل كنند از جملۀ نعمتهاى خداى تعالى. وَ النَّخْلُ ذٰاتُ الْأَكْمٰامِ [و«نخل» درخت خرما باشد،و مراد خرماست. ذٰاتُ الْأَكْمٰامِ ] [٩]،أى ذات الاوعية،واحدها «كمّ»مراد غلاف خرماست كه آن را كفرّى گويند و هرچه چيزى را بازپوشد [١٠]آن را«كم»گويند،و منه كمّ القميص،آستين پيرهن را ازآنجا«كمّ»گويند كه دست را بپوشد [١١]و كلاه را كمّه گويند،قال الشّاعر:
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:مداريد.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:سنجيد.
[٣] .آج،كا:كم نسنجيد؛گا:راست سنجيد.
[٤] .آد،گا:گفت دليل.
[٥] .آد،كا،گا+تو.
[٦] .آد:خلقان.
[٧] .آد،كا،گا:و براى.
[٨] .اساس:هفت،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .اساس:پوشند،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .آد،گا:بازپوشيد.