روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٨ - ترجمه
درخت گندم [١]و ارزن و مانند آن،و اين شجر درختى [٢]كه آن را ساق بود و شاخهاى سايهگستر [٣]باشد آن را.سدّى گفت:همه گياه [٤]را نجم خوانند لنجومه من الارض،أى طلوعه.مجاهد و قتاده گفتند:مراد به«نجم»ستاره است و سجود او [٥]طلوعش باشد،و آنكه گفت:نبات و درخت است،گفت:سجود ايشان است [٦]و تمايل ايشان از باد.
وَ السَّمٰاءَ رَفَعَهٰا ؛و آسمان [٧]برداشت. وَ وَضَعَ الْمِيزٰانَ ؛و ترازو بنهاد.
مجاهد گفت:مراد عدل است.حسن و قتاده[١٠٧-ر]و ضحّاك گفتند:مراد ترازوى حقيقى است [٨]،براى آن بنهاد تا مردم به او توسّل كنند به انصاف و انتصاف.حسين بن فضل [٩]گفت:قرآن است،براى آنكه در او [١٠]راستى ترازوست [١١].
أَلاّٰ تَطْغَوْا فِي الْمِيزٰانِ ،أى لئلاّ تطغوا [١٢]؛تا طغيان نكنى [١٣]و تجاوز از حدّ [١٤]عدل و تعدّى.
وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ ؛و چيزها سختن اقامت كنى [١٥]به عدل،يعنى به انصافسنجى [١٦].ابن عيينه گفت:وزن به دست باشد و قسط به دل.
[١] .آد،گا+و جو.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها+باشد.
[٣] .آد،گا:سايهدار.
[٤] .آد،گا:گياهى.
[٥] .اساس+و با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٦] .آد،گا:سجود او جنبيدن و حركت باشد؛كا:سجود ايشان جنبيدن ايشان است.
[٧] .آد،كا،گا+را.
[٨] .آج+و.
[٩] .آج و ديگر نسخه بدلها:حسين بن الفضل.
[١٠] .آد،گا:در روشنى و.
[١١] .آد،كا،گا+عدل.
[١٢] .آد،گا+فى الميزان.
[١٣] .آد،گا:نكنيد؛كا:نكنند.
[١٤] .آد،گا+و.
[١٥] .آج:كنيد.
[١٦] .آج،كا:سنجيد.