روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٨ - ترجمه
بن ابى سرح،و او منافق بود،او را ملامت كرد برآن دادن [١]،گفت:چنين كه تو مىكنى زود باشد كه دروش [٢]شوى و محتاج گردى [٣].عثمان گفت:من گناهان بسيار دارم [٤]،اين براى آن مىكنم تا كفّارت گناهان من شود.او گفت:اين شتر كه دارى با رحل و آلت به من ده تا من جملۀ گناهان تو بر گيرم،شتر بدو داد و گواه برگرفت [٥]و دست از آن صدقه دادن بداشت،خداى تعالى اين فرستاد [٦]، گفت: أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي [٧]؛ديدى اى محمّد آن مرد كه بگريخت و پشت به هزيمت داد روز احد.؟ وَ أَعْطىٰ قَلِيلاً ؛و چيزى اندك داد به صاحبش [٨]عبد اللّه بن سعد [٩]يعنى آن شتر كه بدو داد. وَ أَكْدىٰ ،أى قطع خيره و عطاه،و آن خير كه مىكرد بازگرفت، چون [١٠]آيت آمد برآن متأسّف شد و با سر خير كردن رفت و اين خبر ابو اسحاق الثعلبىّ [١١]امام اصحاب الحديث در تفسير خود آورد.
مجاهد گفت:و ابن زيد:آيت در وليد مغيره [١٢]آمد،و او رسول را متابعت نمودى در بعضى كارها،مشركان او را منع كردند [١٣]،او گفت:من از عذاب خداى مىترسم،اين [١٤]كس گفت:چندينى [١٥]از مالت به من ده تا من گناهان تو برگيرم.او با سر شرك شد و از آنچه گفته بود اندكى بداد و خيرى كه كردى پيش از آن[٨١-پ]بازگرفت،اين آيت در او [١٦]فرود آمد.
[١] .آد،گا:بر صدقه دادن.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:درويش.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها+به خواستن.
[٤] .آد،گا+و مظالم متراكم.
[٥] .آج،كا:بر او گرفت؛آد،گا:بر خود گرفت.
[٦] .آج،آد،گا+و.
[٧] .آج،آد،گا+تولّى.
[٨] .آد،گا+يعنى.
[٩] .آد،گا:عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح.
[١٠] .آد،كا،گا+اين.
[١١] .آد،كا،گا+المفسر.
[١٢] .آد،گا:وليد بن مغيره.
[١٣] .آد،كا،گا:عيب كردند.
[١٤] .آج،آد،گا:آن.
[١٥] .كذا:در اساس،شايد«چند بيتى»؛كا:چندين؛گا:چيزى.
[١٦] .آد،گا:در حقّ او.