روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٧ - ترجمه
زمين است،پس آدمى از نطفه است و نطفه از غذا و غذا از زمين. وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهٰاتِكُمْ ؛و چون شما جنين بودى [١]در شكم مادر [٢].و جمع«جنين» أجنّه باشد،و جنين كودك باشد در شكم مادر براى آنكه پوشيده باشد،من الجنّ و هو الستر. فَلاٰ تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ ؛خود را تزكيه مكنيد و مدح مكنى [٣]و تنزيه ساحت خود به زبان خود مكنيد [٤]؛اين قول عبد اللّه عباس است و مجاهد.
كلبى گفت و مقاتل [٥]:جماعتى را عادت بود كه طاعت خود [٦]بازگفتندى و به آن تبجّح كردندى [٧]كه [٨]نماز و روزه و حجّ ما،خداى تعالى [٩]اين آيت فرستاد و گفت:خود را مستايى [١٠]،و رسول-عليه السلام-گفت:
إذا رأيتم المدّاحين فاحثوا في وجوههم التّراب چون كسانى را بينى كه [١١]خود را بستايند،خاك در روى ايشان پاشى. [١٢]هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقىٰ ؛او عالمتر است به متّقيان كه كيست كه از معاصى بپرهيزد و به طاعت عمل كند [١٣]،و آن عمل براى خداى كند،و اين قول از[٨١-ر]اميرالمؤمنين على روايت كردند.
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلّٰى ،عبد اللّه عبّاس گفت و سدّى و كلبى و مسيّب بن شريك كه:اين آيت [١٤]در حقّ [١٥]عثمان بن عفّان آمد كه او عادت داشت كه صدقه و نفقه نيكو كردى،برادرى بود او را از جهت رضاع،نام او عبد اللّه بن سعد-
[١] .آج،كا،گا:بوديد.
[٢] .آد:مادران.
[٣] .آج،كا:مكنيد؛آد،گا:مدح خود مگوييد.
[٤] .آد،كا،گا:مگوييد.
[٥] .آد،كا،گا:كلبى و مقاتل گفتند.
[٦] .آد،گا+را.
[٧] .آد،گا:افتخار كردندى.
[٨] .كا+گفتندى.
[٩] .آد،گا+خداى تعالى دانست كه ايشان لاف مىزنند و نظر تحقيق ندارند.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها:مستاييد.
[١١] .آج،كا،گا:بينيد كه.
[١٢] .آج و ديگر نسخه بدلها پاشيد.
[١٣] .آد،گا:به طاعت در آويزد.
[١٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:آيه.
[١٥] .آج:آيه براى؛آد:آيه در شأن.