روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٥ - ترجمه
آسمان باشد [١]،گفتند [٢]:معراج است كه به آن بر آسمان رفت [٣]،گفتند:مراد آن عجايب [٤]است كه آن شب ديد،بيانه قوله: لِنُرِيَكَ مِنْ آيٰاتِنَا الْكُبْرىٰ [٥].
أَ فَرَأَيْتُمُ اللاّٰتَ وَ الْعُزّٰى ،گفت:[ديدى] [٦]لات و عزّى [٧]،و اين نام دو بت است از بتان ايشان[٧٦-ر].عامّۀ فرّاء به تخفيف«تا»خواندند،آنگه در معنى او خلاف كردند.بعضى گفتند:«اللاّت»تأنيث«اللّه»است چنان كه گويند:
عمرو و عمرة [٨]و عبّاس و عبّاسه.آنگه چون مشركان اعتقاد كردند [٩]كه آن بتان مؤنّثاند،«تا»در او آوردند [١٠]،از«اللّه»«اللاّت»گفتند،و از«عزيز»،عزّى.
قتاده گفت:«لات»بتى بود به طايف.ابن زيد گفت:«لات»خانهاى بود به نخله كه عرب پرستيدندى.عبد اللّه عبّاس و مجاهد و ابو صالح خواندند:
«اللاّت»بتشديد«تا»،و گفتند:مردى بود كه بست براى حاجيان تر كردى و ايشان را دادى،چون بمرد قومى بر سر گور او مقام كردند و او را مىپرستيدند.
سدّى گفت:مردى بود كه براى اصنام پستتر كردى،چون بمرد [١١]او را پرستيدند.مجاهد گفت:مردى بود بر سر كوهى و گوسپندى چند داشت،از روغن آن گوسپندان سويق [١٢]تر كردى و گاهگاه از او حيس ساختى و به حاجيان دادى و جاى او به بطن نخله بود،چون بمرد مردم او را پرستيدند.
كلبى گفت:مردى بود از ثقيف [١٣]او را گلّۀ گوسپندى بود،روغن آن
[١] .آج:بود؛آو،گا+و.
[٢] .آج،آد،كا+مراد.
[٣] .آد،كا،گا+و.
[٤] .آج،آد،كا:عجايبى.
[٥] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٢٣.ضبط قرآن مجيد:لنريك.
[٦] .اساس:ندارد؛آد،كا،كا:ديديد،با توجّه به آج افزوده شد.
[٧] .آد،گا+را.
[٨] .كا:عمره و عمره.
[٩] .كا:كردندى.
[١٠] .آد:در آوردند.
[١١] .آج+مردم.
[١٢] .كا:پست.
[١٣] .آد،گا+و.