روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
عبّاس و حمزه پيش رسول-عليه السلام-رفتند كه ما را چه فرمايى؟گفت:
خداى مىفرمايد كه در [١]بر آرى [٢]،چندان كه گفتند فايده نبود،تا گفتند:چندانى رها كن كه [٣]سوراخى باشد كه بنگريم [٤]و روى تو ببينيم،گفت:رخصت نيست.
گفتند:چندان كه [٥]آواز تو بشنويم،گفت:دستورى نيست.برخاستند و درها برآوردند و صحابه نيز طمع ببريدند و در بر آوردند،و در[٦٩-ر]اميرالمؤمنين گشاده رها كرد [٦].منافقان چون چنان ديدند گفتند:الا إنّ محمّدا قد ضلّ في علىّ، خداى تعالى آيت فرستاد [٧]. وَ النَّجْمِ إِذٰا هَوىٰ، مٰا ضَلَّ صٰاحِبُكُمْ وَ مٰا غَوىٰ ؛بحقّ ستارگان كه فرود [٨]مىشوند كه رسول ما [٩]ضالّ و غاوى نيست آنگه رسول-عليه السلام-به منبر بر آمد و جواب [١٠]آنان گفت كه گفتند:چرا على را تخصيص كردى و در او رها كردى و در ما برآوردى،و خطبه كرد و در آخر خطبه گفت:
و اللّه ما سددت ابوابكم و لا فتحت باب علىّ بل اللّه سدّ ابوابكم و فتح باب علىّ؛ به خداى كه من در بر شما بر نياوردم و در على نگشادم،بل على را در خداى گشاد. إِذٰا هَوىٰ ، إذا سقط و نزل.و الهوى؛النزول و السقوط،يقال:هوى يهوى هويّا،كما يقال:
مضى يمضي مضيّا،قال زهير:
يشجّ بها الا ما عز و هى تهوي
هوىّ [١١]الدلو اسلمها الرّشاء
و هوى يهوى هوى بالقصر اذا أحبّ،و الهواء بالمد الجوّ.عروة بن زبير روايت كرد از جماعتى كه:عتبة بن ابي لهب چون اين سورت فرود آمد،بيامد و
[١] .آد،گا:همۀ درها.
[٢] .آد،كا،گا:بر آريد.
[٣] .كا:رها كنيم.
[٤] .آج:تا بنگريم.
[٥] .آد،گا:چندانى كه؛كا:فرجهاى كه.
[٦] .آد،گا:و در حجرۀ اميرالمؤمنين -عليه السلام-رها كردند؛كا:الا در حجرۀ على-عليه السلام-كه بر نياوردند.
[٧] .كا:اين آيت فرستاد كه.
[٨] .آج و همۀ نسخه بدلها:فرود.
[٩] .آد،كا،گا:شما.
[١٠] .آد،كا،گا:بجواب.
[١١] .اساس:هو،با توجّه به آج تصحيح شد.