روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٩ - ترجمه
روى زد [١]،گفت:عجوز عقيم،و التّقدير:أنا عجوز عقيم،و قيل [٢]:أ تلد عجوز عقيم،گفت:من پير شدم و در اصل خود نازاينده بودم،يا گفت:چگونه ممكن باشد كه پير زنى عقيم بزايد!در اخبار هست كه ساره [٣]در وقت بشارت نودونهساله بود و ابراهيم صدساله بود و ساره هرگز نزاده [٤]بود.
قالوا كذلك،فرشتگان گفتند:همچنين [٥]گفت ما را خداى تو [٦]و ما اين بشارت نه از خود مىگوييم.سؤال كردند كه ابراهيم و ساره صدق قول [٧]و بشارت [٨]از كجا دانستند؟و ايشان به صورت آدميان بودند نه به صورت فرشتگان؟ گوييم:لا بدّ است ازآنكه علمى معجز مقرون باشد به گفتار و بشارت ايشان كه ابراهيم و ساره را علمى [٩]حاصل شود به قول ايشان.و در خبر آمد كه دعا كردند [١٠]تا خداى تعالى آن عجل را زنده كرد تا [١١]برخاست و به نزديك مادر رفت [٤٩-ر] [١٢].
قٰالَ فَمٰا خَطْبُكُمْ ،ابراهيم-عليه السلام-چون بدانست كه ايشان فرشتگانند و از نزديك خداى مىآيند،خواست تا بداند كه به او آمدهاند يا به كارى ديگر،گفت [١٣]: فَمٰا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ؛چهكار است شما را [١٤]اى فرستادگان [١٥]خداى.
[١] .آد،گا:مىزد.
[٢] .كا+قالت.
[٣] .آج،آد،گا+را.
[٤] .كا:نزاييده.
[٥] .آد،كا،گا:چنين.
[٦] .آد،گا+كه او محكم كار و داناست.
[٧] .اساس:صديق القول،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .آج،آد،گا+ايشان.
[٩] .كا+آن فرشتگان.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها:علم.
[١١] .آد،گا:و.
[١٢] .كا+إنّه هو الحكيم العليم،يعنى خداى تعالى حكيم است و محكم كار و داناست.
[١٣] .آج،كا+قال.
[١٤] .كا+بر من،آد،گا+در زمين.
[١٥] .گا:اى فرشتگان.