فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٢
شروع در آنهاست. در نتيجه، حتى اگر مستحب يا فاسد هم باشند، باز هم به پايان بردن آنها واجب است كه در اين صورت، آيه ديگر دلالت بر اصل وجوب حج و عمره، قبل از شروع ، ندارد. (٤٥)
آيت اللّه حكيم در توضيح اينكه سيد يزدى يكى از ادله وجوب عمره را قرآن دانسته است، مىگويد:
گروهى ديگر، مانند كاشف الغطاء، نراقى، صاحب جواهر، نيز به اين آيه براى وجوب اصل عمره استدلال كردهاند؛ ليكن دلالت آن بر وجوب عمره معلوم نيست، بلكه ظاهر آيه، وجوب به پايان بردن عمره بعد از شروع است، نه اصل وجوب آن. (٤٦)
آيت اللّه گلپايگانى نيز در اين باره مىگويد:
ظاهر اتمام در آيه، به جا آوردن تمام اجزا و شرايط معتبر در عمره و حج، به قرينه ذيل آيه است كه حكم حصر را بيان مىكند و مىفرمايد: كسى كه حج و عمره را شروع كرد، واجب است آنها را به پايان برد، مگر آنكه محصور شود كه در اين صورت بايد قربانى كند.
وجوبِ اتمام(به پايان بردن اعمال) به اين معنا، با رواياتى كه معناى اتمام حج را به جا آوردن آن به صورت كامل مىداند، منافات ندارد؛ بلكه اين روايات مؤيد برداشت ما از معناى اتمام است؛ يعنى انجام دادن حج و عمره با تمام شرايط حتى شرايط كمال آنها.
انصاف اين است كه آيه در وجوب اتمام حج و عمره بعد از شروع آنها و باقى نماندن در احرام، ظهور دارد. (٤٧)
(٤٥) زبدة البيان، ص٣٠٦ ـ ٣٠٧.
(٤٦) مستمسك العروة، ج١١، ص١٣٣.
(٤٧) آيت اللّه گلپايگانى، كتاب الحج ، ج١، ص١١١ ـ ١١٢.