فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٥ - جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت (٣) مسعود امامى
بودن اطلاق وكالت در اين باب، چه اثر و محذور ديگرى مترتب تواند بود؟ (٦٨)
اين ديدگاه نائينى كه يكى از مهمترين نشانههاى رويكرد عقلگرايى در فقه به شمار مىآيد و چند تن از فقيهان نيز آن را برگزيدهاند، نتايج بسيار ارزشمندى را در اجتهاد و فقاهت در پى دارد و زمينهساز پذيرش و مشروعيت بسيارى از دستاوردهاى علوم گوناگون در فقه خواهد بود.
بنابراين ـ برخلاف آنچه عبدالكريم سروش مىپندارد ـ نائينى اصرار بر اين ندارد كه پيوسته آن دسته از مفاهيم دنياى جديد را كه مبتنى بر ضرورتها و دلايل عقلى و عقلايى است، در قالبهاى فقهى بگنجاند. سروش مىگويد:
بيان استدلالش(نائينى) بر مفهومى است كه متعلق به دنياى مدرن نيست. مرحوم نائينى بر اين مبنا استدلال نمىكند كه چون در سلطنت مطلقه تجمع قوا وجود دارد و عدم تفكيك قواى مقنّنه، مجريه و قضائيه در يك نفر فساد و ظلم مىآفريند يا اينكه چون مشروطه مستلزم مشاركت سياسى مردم است، بايد سلطنت مشروطه را پذيرفت. (٦٩)
او در يكى ديگر از آثارش، اينگونه توضيح مىدهد كه «مرحوم نائينى بحث سلطنت مشروطه و مستبده را در قالب مفهوم(فقهى) غصب مطرح مىكند»، آنگاه به يك قضاوت كلى در مورد همه كتابهاى فقهى مىپردازد و مىگويد:
ايشان(نائينى) در ظرف مقولات نوين كار نمىكند و اصلاً فقه ايشان به اين مقولات راه نمىدهد. در سراسر فقه ما، به اندازه يك ورق راجع به حقوق بشر بحث نشده است.... (٧٠)
(٦٨) همان، ص ١١٥.
(٦٩) سروش، عبدالكريم، آيين شهريارى و ديندارى، ص ٢٦.
(٧٠) همو، سياست ـ نامه ، ص ٢٦٥.