فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٩ - جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت (٣) مسعود امامى
خود ساختهاند. (١٣) همچنين پس از استدلال به كتاب و سنت و عقل براى اثبات اصول مشروطه با صراحت بر اين نكته تأكيد مىكند كه اروپاييان در فهم اين اصول از ما پيشى گرفتهاند و از اين رو، به حال آنان غبطه مىخورد و مىگويد:
والحق جودت استنباط و حسن استخراج اول حكيمى كه به اين معانى برخورد و مسئوله و شورويّه و مقيّده و مشروطه و محدوده بودن نحوه سلطنت عادله و لايتيّه و ابتناى اساسش را بر آن دو اصل مبارك(حرّيت و مساوات) و مسئوليت مترقبه بر آنها و متوقف بودن حفظ مقوّماتش را به اين دو ركن مقوم، از آنچه بيان نموديم، استفاده و استنباط نمود و به طور قانونيّت و بر وجه اطراد و رسميّت هم به چنين تماميّت مرتّبش ساخت و هم امكان اقامه قوه مسدّده و رادعه خارجيه را به جاى قوّه عاصمه عصمت و لااقل ملكه تقوا و علم و عدالت از كيفيت انبعاث ارادات نفسيّه از ملكات و ادراكات استخراج نمود و به وسيله تجزيه قواى مملكت و قصر شغل متصديان فقط به قوه اجرائيه و در تحت آراء قوّه مسدّده و مسئول آن و آنان هم مسئول آحاد ملت بودن، وجود خارجىاش داد، زهى مايه شرف و افتخارش و بسى موجب سر به زيرى و غبطه ما مردم است. (١٤)
سپس به صراحت مىگويد: ... بعد اللّتيا و اللّتى، اندك تنبّهى حاصل و مقتضيات احكام دين و اصول مذهبمان را با كمال سر به زيرى از ديگران اخذ و مصداق «هذه بضاعتنا ردّت إلينا» شد. (١٥)
پس ترديدى نيست كه انديشه مشروطيت و آنچه به عنوان نظريه حاكميت در عصر غيبت در حدود يك قرن پيش نزد فقيهان
(١٣) همان، ص ١٤٠.
(١٤) همان، ص ٩٠.
(١٥) همان، ص ٩٢.