فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧ - حكم بى حس كردن اعضاء هنگام اجراى كيفرهاى جسمانى سيدمحمود هاشمى شاهرودى آیت الله
اين ادعا را نمىپذيريم، زيرا خلاف ظهور آيات است. ظاهر آيات ياد شده اين است كه نفس حد تازيانه يا قطع عضو، عذاب و آزار است يعنى عذاب دادن و آزردن محكوم، با خود حدّ حاصل مىشود نه با آثار و پيامدهاى بعدى آن از قبيل ننگ و بدنامى. بلكه مىتوان گفت: فهم عرفى و ارتكاز عقلايى در باب كيفرهايى مثل زدن و قطع عضو، آن است كه در اين كيفرها، همان جنبؤ دردناك بودن و آزار جسمانى آنها مورد نظر است تا از اين طريق، مجرمان تأديب شده و ديگر مرتكب جرم نشوند و نيز تأديب آنان مايؤ تنبّه ديگران شود، چنانكه در مورد وعدؤ عذاب و كيفرهاى اخروى و يا آزار و شكنجههايى كه طاغوتها و زورمداران پيوسته اعمال مىكنند نيز همين غرض مورد نظر است. اين فهم عرفى به آن معنا است كه در اينجا قرينؤ عقلى ارتكازى وجود دارد كه ادلؤ كيفرهايى مانند تازيانه و رجم را به اين نكته منصرف مىكند كه مراد از اينگونه كيفرها، آزردن و عذاب دادن محكوم است و صِرف شكل و صورت كيفر مراد نيست. بر اين اساس، حتى اگر در آيات شريفه، تعبير «عذاب» و «ايذاء» هم نيامده بود بلكه تعبيرهايى مانند «جَلد» و «قطع» و «ضرب» آمده بود نيز ما به مقتضاى همين قرينؤ نوعى و فهم ارتكازى، از آنها استفاده مىكرديم كه در مقام كيفر دهى، عذاب داشتن و دردناك بودن كيفر، شرط است. بنابراين به مقتضاى طبيعت اينگونه كيفرها، دردناك بودن و آزار داشتن به اندازؤ متعارف، جزء مفهوم عرفى و ارتكازى آنها است و در اين نكته جاى هيچ ترديدى نيست.
تقريب دوم، استدلال به روايات
در بسيارى از رواياتى كه به بيان كيفيت بعضى از حدود و تعزيرات پرداختهاند، تعبيرهايى هست كه دلالت بر اشتراط درد و عذاب در كيفرهاى جسمانى دارد:
در معتبره ابوالعباس اين تعبير آمده است:
عذاب الدنيا اهون من عذاب الآخرة.
عذاب دنيا آسانتر از عذاب آخرت است. (٧)
(٧)وسائل الشيعه، ج١٨، ص٣٧٦، باب ١٥ از ابواب حد زنا، حديث ٢.