فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٥ - ابعاد فقهى علامه محمدتقى جعفرى دکتر غفور خوئینی
چگونه مىتواند احكام شرعى را استنباط كند و با عقل ناقص و آراء پراكنده خود، آنها را به دست آورد. (٢٧)
شيخ مفيد نيز در اواخر قرن چهارم استدلال به رأى را به عنوان يك منبع فقهى، با واژؤ اجتهاد تعبير مىكند و كتابى در اين زمينه مىنويسد به نام: النقض على ابنالجنيد فى اجتهاد الرأى. در اوايل قرن پنجم، سيد مرتضى نيز با همين شيوه تفكر ظهور مىكند او در كتاب الذريعه در زمينه رد و مذمت اجتهاد مىگويد:
اجتهاد باطل است، عمل به ظن، رأى شخصى و اجتهاد نزد اماميه جايز نيست. (٢٨)
و نيز در كتاب فقهى خود به نام الانتصار در بحث علم قاضى، با لحنى معترضانه، به ابنجنيد مىگويد:
وانما عول ابنالجنيد فيها على ضرب من الرأى والاجتهاد وخطأه ظاهر.
ابنجنيد در اين مسأله به نوعى از رأى و اجتهاد تكيه كرده و روشن است كه به خطا رفته است. (٢٩)
و همو در مسائل مسح پا در فصل طهارت از كتاب الانتصار مىگويد:
ما قائل به اجتهاد نيستيم و آن را قبول نداريم. (٣٠)
واژه اجتهاد، بار اين معناى مذموم و مطرود را همچنان بدوش داشت. شيخ طوسى كه متوفاى اواسط قرن پنجم است، در كتاب العده مىگويد:
نزد ما قياس و اجتهاد به عنوان دليل و مستند محسوب نمىشود و استفادؤ از آنها در شريعت، ممنوع اعلام شده است.
در اواخر قرن ششم، ابنادريس در كتاب السرائر در باب تعارض دو بيّنه پس از ذكر
(٢٧)همان مدركو ص٥٦ .
(٢٨)سيد مرتضى علمالهدى، الذريعه، تحقيق دكتر ابوالقاسم گرجى، انتشارات دانشگاه تهران.
(٢٩)سيد مرتضى، الانتصار، ص٢٣٨، انتشارات شريف رضى.
(٣٠)همان مدرك، ص٤٤.