فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٠ - نگرشى بر فقه شيخ مفيد(ره) سليمان عبداللّه آبادى
مرحوم شيخ در اين رابطه براى استنباط احكام فقط از اخبار متواتر و يا اخبار مستفيضه و يا اخبار آحاد مقترن به قرائن صحّت استفاده مىكند، و در موارد بسيار أخبار آحاد را رد مىنمايد. مثلاً در كتاب اوائل المقالات مىفرمايد:
أقول: إنّه لايجب العلم ولا العمل بشيء من أخبار الآحاد ولايجوز لأحدٍ أن يقطع بخبر الواحد في الدّين إلاّ أن يقترن به ما يدل على صدق راويه. (١١)
٢ ـ قواعدى كه در نحوؤ استفاده از منابع مذكور به كار مىروند، مثل بحث اوامر و نواهى و مطلق و مقيّد و عامّ و خاص و... كه در اصول، به مباحث الفاظ معروف است.
٣ ـ قواعدى كه ريشه در احكام بديهى عقلى ـمثل محال بودن اجتماع ضدّين و اجتماع نقيضينـ دارند، مثل بحث اجتماع امر و نهى و اين كه آيا امر به شىء نهى از ضدّش مىنمايد يا خير؟ و... كه در اصول به غير مستقلات عقليّه معروف هستند.
٤ ـ قواعدى كه در نبود نصّ و يا مجمل بودن آن و يا تعارض نصّين از آنها استفاده مىكنند؛ مثل استصحاب، برائت، و... كه در اصول، معروف به اصول عمليّهاند.
مرحوم شيخ مفيد از هر چهار قاعده در استنباط احكام استفاده نموده است. به گونهاى كه گمان نمىرود كه وى فقيه آن عصر است؛ بلكه از فقهاى متأخّر تصور مىشود، چرا كه انتخاب چنين مشربى در فقه در زمانى كه اكثر فقهاى آن عصر اهلحديثاند كار مشكلى است. از اين رو بايد بگوييم ايشان علاوه بر اينكه انديشهاى نو در اجتهاد پديد آورد، شجاعت مطرح نمودن آن را نيز دارا بود.
براى اثبات مدّعاى خود چند نمونه از استنباطات ايشان را ذكر مىكنيم:
قواعد اصولى در استنباطات شيخ مفيد(ره)
١ ـ قاعده عام و خاص:در موارد متعدد از اين قاعده استفاده نموده است. يكى از آن
موارد چنين است:
(١١)همان، ج٤، أوائل المقالات، ص١٢٢.