شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٠
و از همين قبيل است كه گاهى گفته مىشود: مقادير مساوى با مقدارِ واحد، متساوى هستند، و گاهى گفته مىشود: اعداد مساوى با عدد واحد، متساوى هستند، و مانند آنها. و همه اينها از قبيل همان مواردى است كه تأويل كننده سخن ارسطو آن را انكار كرده است. و به طور كلى چنين نيست كه در علوم جزئى از ميان مبادى، تنها مبادى مخصوص محمولات در ارتباط با موضوعاتشان به كار گرفته شوند، بلكه مبادى مخصوصِ اجناس اين محمولات نيز كه اين محمولات در آنها مشاركت دارند مورد استفاده قرار مىگيرند. و لكن، همان گونه كه قبلاً اشارت شد، از عموم به خصوص نقل داده مىشود. و اين مطلب ممكن است در مورد مقدمه مزبور اعمال گردد و گفته شود: أشكال يا مقاديرى كه كوچكتر از شكلهاى معينى و بزرگتر از أشكال خاصى باشند، مساوى هستند، و در اين صورت مبدأ مناسبى خواهد شد. و اگر اين مقدمه، مبدأ مناسبى نشود، هيچيك از مبادى ديگر، مناسب نخواهند بود.
شيخ مىفرمايد: ما در بحث اعراض ذاتى و غريب گفتيم كه اگر محمولى از عوارضِ جنس موضوع هم باشد، غريبه نيست. به علاوه ما گفتيم مساواتى كه در عدد به كار مىرود، گرچه مفهوماً اعم از عدد است، ولى مراد از آن مساوات عددى است، و همچنين مراد از مساواتِ در مقادير، مساواتِ مقدارى است و لذا، اعم نيست. و در علوم، اشكال ندارد كه ما از يك مفهوم و محمولِ اعم استفاده كنيم، البته بايد آن را مقيّد به موضوعِ همان علم كنيم. شيخ در اينجا مىگويد: مفهوم «أعظم و اكبر» يكى است و هر دو به يك معنا در مورد كميت به كار مىروند، ولى براى رعايتِ اختصاص،«اكبر» را در عدد به كار مىبريم و «أعظم» را در مقادير. و اگر بخواهيد اشكال كنيد كه مثلاً مفهوم متساوى، اعم از عدد است و لذا نبايد در حساب ـ كه موضوعش كم منفصل يعنى عدد است ـ از آن استفاده شود، همه براهين حساب و هندسه و امثال اين علوم، مخدوش مىشوند!
شيخ(رحمه الله) اشكالِ اعم بودن مفاهيم و محمولاتْ در برهان بروسُن را نمىپذيرد و معتقد است مقدمات برهان مذكور، مناسب است و اشكال از اين جهت ندارد. ولى از جهت ديگرى اشكال مىكند و آن اين است كه: در اين برهان گفته مىشود كه كثير الاضلاعهاى داخلِ دايره، بالقوه بىنهايت است كما اينكه كثير الاضلاعهاى خارج دايره نيز بالقوه بىنهايت است. حال اين مفهوم «بالقوه» يك مفهوم نامتناسب با هندسه است بلكه از مفاهيم داخل در فلسفه است و