شرح برهان شفا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٦ - اشكال بر بيان ارسطو و پاسخ شيخ(رحمه الله)
برهان اقامه نمىشود و از خود اين قضيه شخصيه هم در برهان نمىتوان استفاده كرد. و گاهى مرادمان از «قمر» يك مفهوم كلى است چرا كه عقل محال نمىداند هزاران قمر موجود باشد و همين مفهوم قمر بر همه آنها صادق باشد. خود مفهوم «قمر» ابايى از صدق بر كثير ندارد، پس كلى است ولو اينكه در خارج بيش از يك مصداق نداشته باشد. حتى عقل محال نمىداند كه هزاران عالَم موجود باشد و هزاران قمر در يك زمان، همگى منخسف باشند. اين در اثر عوامل و علل خارجى است كه قمر يكى است و خسوف آن نيز يك مصداق دارد و الاّ خود مفهوم قمر و مفهوم خسوف مانع از شركت نيست.
آنچه برهان مىگويد اين است كه اگر زمين بين ماه و خورشيد حائل شود، ماهگرفتگى (خسوف) پديد مىآيد و هر گاه ماه بين زمين و خورشيد حائل شود، خورشيدگرفتگى (كسوف) پديد مىآيد. و اين هر دو برهان، كلى و دائمى است. اگر به فرض هزاران خورشيد و ماه و زمين داشتيم، همين براهين شامل آنها هم مىشد و صادق بود. و در مورد همين ماه و خورشيد و زمين نيز اگر هزاران بار اين اتفاق بيفتد، باز هم برهان مذكور صادق است. پس در حقيقت، اين برهان بر يك طبيعت كليه اقامه شده است.
اشكال بر بيان ارسطو و پاسخ شيخ(رحمه الله)
ارسطو مىگويد: چون مقدمات و نتيجه برهان بايد يقينى و دائمى باشد، پس بر امور شخصيه برهان اقامه نمىشود. در حالى كه بايد بعكس بگوييم: چون امور شخصيه، زايل شدنى هستند و علم يقينى و دايمى به آنها حاصل نمىشود، لذا برهان بر آنها اقامه نمىگردد. شما بايد نخست اثبات كنيد كه امر فاسد و زايل شدنى، متعلَّق يقين قرار نمىگيرد و آنگاه بگوييد كه برهان كه مفيد يقين است در مورد آن اقامه نمىشود. حال اين سؤال مطرح مىشود كه چرا منطقيين مطلب را برعكس گفتهاند؟ شيخ(رحمه الله) در پاسخ اين سؤال مىگويد: ما در برهان به دنبال علم يقينى هستيم، يعنى علمى كه در جميع اوقاتْ صادق باشد و امكان زوال نداشته باشد و اين علم، در امور فاسدشدنى و زوالپذير صدق نمىكند و لذا مىتوانيم به عنوان فرع و نتيجه بحث بگوييم كه امور شخصيه و متغير، قابل اقامه برهان نيستند.
متن
والجوابُ: أنَّ كسوفَ القمر على الإطلاقِ نوعٌ ما بِذاتِه مَقولٌ على كسوفات قمرية جزئية