فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٢٢ - نكته
اگر مكسور باشد قلب بيا شود و همين طور در مصادر مانند «صام و صيام» رجوع شود به (سيوطى طى ص ٤٢٥). رجوع به ابدال و اعلال شود.
حُروفِ استِفهام
- (اصطلاح ادبى) حروف استفهام كه براى پرستش و سؤالاند در عربى همزه «ا» و «هل» ميباشند رجوع شود بهر يك از اين كلمات و رجوع شود به (الهدايه ص ٢١١).
حُروفِ إضافَه
- (اصطلاح ادبى) حروف اضافه حرفهائى هستند كه به كلمات اضافه شده نسبت بين دو كلمه را نشان دهند مانند «من بدبستان ميروم» حروف اضافه مشهور عبارتند از «ب» بر، تا، در، اندر، نزد، نزديك، پيش، براى، بهر، روى، سوى، ميان و پى» رجوع شود به (دستورنامه ص ١٣٠).
حُروفِ إعلال
- (اصطلاح ادبى) رجوع شود باعلال و ابدال و رجوع شود به دستور ج ١ ص ١٣٨).
حُروفِ إيجاب
- (اصطلاح ادبى) و در زبان عرب حروف ايجاب و جواب شش حرفند «نعم، بلى، اى، اجل، جبير و و ان» رجوع شود به هر يك از اين كلمات و نيز رجوع شود به (الهداية ص ٢٠٩).
حُروفِ تَحضيض
- اين اصلاح ادبى است و در زبان عرب چهار حرفند كه براى تحضيض و انكار و سرزنش آيند و در حقيقت موجب تحريض بر انجام فعل شوند و آن حروف «هلّا، الا، لو لا و لوما» ميباشند و محل آنها صدر كلام است مانند «هلّا تأكل» چرا نمىخورى؟ و «هلّا ضربت» (رجوع شود به الهدايه ص ٢١٠).
حَرفِ تَفسير
- (اين اصطلاح ادبى است) و در زبان عرب حروفى كه تفسير كلمه يا جملهها كنند حروف تفسير گويند و آنها عبارتند از «اى و ان» بفتح همزه در هر دو مانند «وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ. اى اهل القرية».
و «نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ رجوع شود به الهدايه ص ٢١٠».
حُروفِ تَنبيه
- (اصطلاح دستورى) و در زبان عرب سه حرفند كه براى تنبيه بكار ميروند و آن سه حرف «الا. اما، ها» اند كه براى آگاهاندن مخاطب نهاده شدهاند تا چيزى از مطالب كه گوينده القاء ميكند فوت نشود مانند «الا و اما» بفتح همزه و داخل بر جمله اسميه شوند يا فعليه مانند «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ» و «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ» و «اما و الذى ابكى و اضحك و الذى امره امر».
و هاء داخل بر جمله شود مانند «ها زيد قائم» و داخل بر مفرد شود مانند «هذا و هؤلاء» (از الهدايه ص ٢٠٩).
حُروفِ تَنديم
- حروف تحضيض را حروف تنديم هم گويند و اين حروف «هلّا، الا، لولا و لوما» اند كه گاه براى تمنى هم آيند رجوع به حروف تحضيض و مطول ص ١٩١ شود.
حُروفِ تَنفيس
- سين و سوف را گويند كه در زبان عرب در ابتداء فعل مضارع متصل شوند براى تمحض مضارع به آينده، يعنى براى آينده نزديك و سوف دورتر است مانند «سيضرب و سوف يضرب» رجوع شود به (شرح تصريف ص ٨١). و رجوع شود به سين و سوف.
حُروفِ تَوسيع
- (اصطلاح ادبى)