فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٢٠ - نكته
نشانه نظر رحمن، آن مقصد زوار و اين محل انوار «فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ».
آن آزاد است از دست اشرار و كفار، وين آزاد است از چشم و انديشه اغيار، در آن حرم ظاهر اگر لقطه يابند هم بر جاى بگذارند، و در اين حرم باطن اگر لقطه بود گرد آن گشتن روى نيست، و آن جز سير الى الله نيست، خداى را در هر دلى سرى است و كس را بآن سر راه نيست، و هر كه سر ما جويد، خويشتن را در غرقاب بلا افكند، بنده را با سر ربوبيت چه كار؟
پير طريقت گفت: اين علم، سر حق است و اين مردان صاحب اسرار، پاسبان را با بازار ملكوت چه كار؟ در پيش آن كعبه ظاهر باديه مردم خوار، و در پيش اين كعبه باطن باديه اندوه و تيمار، اما نه هر دلى خانه شيطان بود، دل بود كه حرم رحمن بود شيطان نيارد كه گرد وى گردد كه بسوزد، مؤمنان كه دلهاى صافى دارند و طبع كريم، شفقت و رحمت خويش از بيگانگان باز گيرند.
(از عده ج ٢ ص ٥٥١- ج ٣ ص ٢٦١) در معناى فقهى رجوع به حج شود و رجوع به احرام شود
حُرمَت
- (اصطلاح عرفانى و فقهى) در عرفان حرمت عبارت از خروج از مخالفات و مجاسرات است كه وجود تعظيم در قلب بنده بود (از شرح منازل ص ٦٢)، و بالجمله، حرمت عبارت از نهايت تعظيم و فروتنى در مقابل اوامر الهى است كه موجب امتثال اوامر حق است.
حرمت در اصطلاح فقهى يعنى حرام بودن و در شرع حكم بطلب ترك فعلى است كه انجامش موجب عقاب شود.
الحَرّانيَّة
- (اصطلاح كلامى) حرانيه. گروهى از صابئيه مىباشد كه گويند صانع معبود واحد است و نيز كثير. واحد است از جهت ذات و اولويت و ازليت و اصليت و كثريت از جهت مدبرات هفتگانه اوست كه افلاك و اجرام را آفريد و مدبرات را در اين عالم خود جاى داد و آباء و عناصر و امهات و مواليد و ... را آفريد ...
(از ملل و نحل شهرستانى ص ١٥٧- ١٥٨)
حُرُوف
- (اصطلاح ادبى و عرفانى) نزد عارفان حروف عبارت از حقايق بسيطه اعيانند (اصطلاحات شاه ص ١٦).
و گفتهاند حروف بر سه قسم است بعضى مستوى است چون «الف» و بعضى منحنى است چون «لام» و بعضى مدور است چون «س» «الم» كه اين معنى را دارد كه كتاب مفصل است مركب از استواء و ...
عطار گويد:
بردار سفينه غزل را
در هر ورقى گلى روان دار
صد گوهر معنى ار توانى
در گوش حريف نكته دان كن
وان دم كه رسى به شور عطار
در مجلس عاشقان روان كن