فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٨٦٠ - د
خود دلالت مطابقى گويند مانند دلالت لفظ انسان بر حيوان ناطق و دلالت آن را بر جزئى از موضوع له خود دلالت تضمنى نامند مانند دلالت كلمه انسان بر حيوان تنها يا ناطق تنها و دلالت لفظ را بر لوازم وجودى موضوع له دلالت التزامى خوانند مانند دلالت لفظ انسان بر لوازم وجودى خود از قبيل قدرت كتابت و قابليت تعليم و تعلم و يا دلالت كلمه خورشيد بر روشنائى و حرارت.
پس دلالت لفظى بر سه قسم ميباشد مطابقى- تضمنى- التزامى.
دَلالتِ إشاره
- (اصطلاح اصولى) و آن باشد كه از جمله يا جملاتى بجز مدلول مطابقى حكمى و معنائى دانسته شود چنانكه از اين دو آيت باشارت دانسته ميشود كه حد اقل حمل شش ماه باشد «وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً» و «الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ» (از قواعد) و در اصول ارشاد آمده است:
و اما دَلالتِ إشاره
: هر گاه متكلم براى بيان مقصود معينى كلامى را اداء نمايد كه لازمه آن كلام عقلا افاده معنى ديگرى نيز باشد اين نوع افاده و دلالت را دلالت اشاره گويند مانند دلالت آيتين (وَ الْوالِداتُ- وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ...) بر اقل مدت حمل.
آيتين مزبور تين در عين حالى كه به معانى كه مقصود مستقيم كه مورد نظر هستند با دلالت صريحى دلالت ميكنند با دلالت اشاره نيز باقل مدت حمل كه خارج از حريم مقصود قائل است دلالت مينمايند- بعبارة ديگر مراد قائل تعالى شأنه از بيان آيات مزبوره فقط تفهيم دو مطلب بوده است، يكى سى ماه بودن دوره حمل و فصال و ديگر دو سال بودن دوره رضاع و اين دو مطلب را هم از صريح آيتين مزبورتين مفهوم كردهاند ولى ضمنا عقل مستمع از لازمه مفاد آنها مطلب ثالثى را كه بهيچ وجه مراد قائل نبوده است، استنباط كرده يعنى به شش ماه بودن اقل مدت حمل پى برده است پس دلالت آنها بر دو مطلب اوليه من باب دلالت صريحى و بر مطلب اخير من باب دلالت اشاره ميباشد كه آن را دلالت التزام عقلى نيز ميگويند.
اين دلالت را از آن جهت التزام عقلى ميگويند كه بين معنى اصلى و معناى استنباطى آن يك نوع ملازمه عقلى برقرار ميباشد كما- اينكه فى المثل بين مدلول صريحى و مدلول اشاره آن دو آيه (چنانچه گفته شد) ملازمه عقلى موجود است يعنى لازمه عقلى دو مطلب مذكور در آيتين، شش ماه بودن اقل مدت حمل است- و بالاخره چون در اين نوع از دلالتها مدخليت عقل و معنى از مدخليت الفاظ بيشتر است لذا آن را دلالت معنوى نيز مينمامند.
اما دَلالتِ عَينيَّه
- دلالت عينيه تقريبا عبارة اخراى دلالت مطابقه است با اين تفاوت. كه لفظ در دلالت مطابقه بر موضوع له خود دلالت ميكند ولى در دلالت عينيه بمعنائى كه مساوى موضوع له است دلالت مينمايد. مثلا دلالت كلمه اثنين بر عدد ٢ دلالت مطابقى ولى دلالتش بر نصف اربعه (كه مساوى و عين معنى مطابقى ميباشد) دلالت عينى است- بنا بر اين تفاوت مدلول عينى با مطابقى فقط در مفهوم است و الا در مصداق خارجى هر دو عين يكديگر ميباشند.
(اصول رشاد ص ٧٥- ٧٤)
دلالت تنبيه
- (اصطلاح اصولى) و آن