فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٠٢ - س
سعَةُ المَشرِق
- (اصطلاح هيوى) و آن قوسى بود از دايره افق كه واقع بين مدار كوكب يومى و مطلع اعتدال است و چون مدار يوميه موازى معدل النهار است سعه مشرق مانند سعه مغرب آن بود كه قوسى است واقع بين دايره افق و مدار آن و مغرب اعتدال از جانب اقل. و سعه مشرق و مغرب با ازدياد عرضى فزون شود تا آنجا كه نزديك يك ربع شود.
سَعى
- (سعى- (اصطلاح فقهى) و يكى از مناسك حج است و آن ركن است و آن مشى ما بين صفا و مروه است و ترتيب آن چنين است كه ابتداء قسمتى از بدن خود را به حجر ماليده و از آب زمزم آشامد و خود را ظاهر كند و از باب صفا خارج شود و نزد صفا روى بر قبله ايستاده و دعا و ذكر مخصوص را گفته و شروع برفتن كند بمروه ختم ميشود و مجددا از مروه به صفا تا هفت مرتبه و هفتمين مرتبه بمروه ختم ميشود.
(از شرح لمعه ج ١ ص ١٦٠).
«و مقدماته استلام الحجر و الشرب من زمزم و صب الماء منه عليه من الدلو المقابل للحجر و الطهارة و الخروج من باب الصفا و الوقوف على الصفا مستقبل الكعبة و الدعاء و الذكر و البدأة بالصفا و الختم بالمروة فهذا شوط و عوده من المروة الى الصفا آخرا فالسابع يتم على المروه و ترك الزيادة على السبعة فيبطل لو زاد عمدا و النقيصة فيأتي بها» (از شرح لمعه ج ١ ص ١٦٠) در معتقد الاماميه آمده است:
و چون خواهد كه سعى كند، سنت است كه استلام حجر كند، و از آب زمزم بخورد، و از دلوى كه در مقابل حجر الاسود است غسل كند، و از درى كه مقابل او باشد بيرون آيد.
و اول وقت سعى متعه آن وقت است كه از طواف فارغ شود، و همچنين است وقت سعى حج. و از براى ضرورتى روا بود مقدم داشتن. و حكم سعى در خللى كه بيفتد، او را باختيار يا باضطرار، حكم طواف است، براى آنكه خلافى نيست در برائت ذمت مكلف چون سعى متعه كند.
و اگر نكند و اقتصار بر سعى حج كند، دليلى نيست بر برائت ذمت وى. پس از براى يقين مر برائت ذمت را واجب بود سعى كردن.
و نيت درو واجب بود. و بر حكم نيت بودن، و ابتدا بصفا كردن، و ختم بمروه كردن، و آنكه هفت بار بود.
و سنت است آنكه بر طهارت باشد.
و بر صفا رود، و روى بقبله آرد، و هفت بار بگويد: «اللّه اكبر» و هفت بار:
«لا اله الا الله» و دعايى كه هست بخواند.
و چون از صفا بزير آيد، و نيت سعى كرده باشد، ميرود تا كه بمناره رسد.
و اگر مرد باشد بدود، و اگر زن باشد همچنان بر آن حالت خود برود. و چون به مناره ديگر رسد، و از بازار عطاران درگذرد، دويدن قطع كند و بمروه رود. و چون برسد، بر مروه رود، و آنچه بر صفا گفته باشد بگويد، و دعايى كه بايد خواند بخواند. و چون بصفا آيد، آنچه در موضع اول كرده باشد بكند، تا كه هفت تمام كند.
و حكم قطع كردن سعى و سهو و شك اندرو حكم طواف آنست.
و روا نبود نشستن ميان صفا و مروه.