فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣٧٠
نباشد معامله صحيح و فاقد وصف لزوم است كه نتيجه آن ثبوت خيار براى مغبون باشد.
بعلاوه مغبون از اول راضى بمعامله بوده و عدم رضايت تقديرى مناط اعتبار نيست.
(كليات حقوقى ص ١٢١، ١٢٣)
غُراب
- اين اصطلاح عرفانى است و كنايت از جسم كلى است و جسم در غايت دورى است از عالم قدس و حضرت احديت و آن اولين صورتى است كه جوهر هبائى آن را پذيرفته و بواسطه آن پذيرش تمام خلاء را گرفته است و اين خلاء را ابعاد موهومى است بدون جسم و از اين جهت در غايت دورى از حضرت قدس احديت است و لهذا بغراب كه رمزى اردورى و سياهى است موسوم ساختهاند.
(اصطلاحات شاه نعمت اله ص ٦٩- كشاف ص ١٠٨٨).
و نيز مأخوذ از آيه:
يا غراب البين يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ و نيز اصطلاح نجومى است و از ستارگان صورت شجاع است و خود هم يكى از صور كواكب نيم كره جنوبى است و شامل هفت كوكب است واقع در خلف باطيه و بر جنوب سماك اعزل (از صور كواكب ص ٣٢٠)
غُرابيَّه
- (اصطلاح كلامى) فرقه از غلات شيعهاند كه گويند حضرت على (ع) نسبت به محمد (ص) شبيه است به غرابى نسبت به غرابى ديگر و خداوند جبرئيل را براى حضرت على (ع) فرستاد وى اشتباها وحى بنزد محمد (ص) برد.
(از كشاف ص ١٠٨٩). ريشه اين فرقه و پايه عقايدشان معلوم نيست از كجا سرچشمه گرفته است و بعيد هم نيست منشأ آن افكار حلولى باشد كه معتقدند خداوند در جسم على بن ابى طالب عليه السلام حلول كرده است و بهر حال اين گونه افكار در عقايد پاره از صوفيان ديده ميشود.
غَرامَت
- (اصطلاح عرفانى) غرامت عبارت از طعامى است كه اهل الله در رجعت بعد از غيبت براى اهل خانقاه ميآورند كه بعنوان حق القدوم است.
(از مصباح الهدايه ص ١٥٩).
غُربَت
- (اصطلاح عرفانى) غربت يعنى دورى و دورى از وطن و دورى از هر چيز را در عرف غربت گويند مثلا فلان مطلب براى فلان شخص غريب است يعنى دور است از آن و نمىفهمد و غريب از وطن يعنى دور از وطن، لفظ غربت يا كلام غريب يعنى غامض و غير مألوف و «غرب» بمعنى «غاب» آمده است و در اصطلاح مراد از غربت تفريد و تنها ماندن است از اكفاء و آن را سه درجه است:
١ غريب از اوطان ٢ غريب حال كه در مقام ضرورت و اقتضاى حال است كه در ميان قومى جاهل و يا فاسد باشد و چنين شخص غريب است در ميان آنها و غير اختيارى است ٣ غربت طلب حق است كه غربت عارف است زيرا همت عارف معروف است و او در ميان اهل آخرت غريب است.
در شرح بابا طاهر است كه «الغربة سر التفريد من عين التوحيد» كه در ميان خلق به انيس باشد.
و باز گويد «حقيقة الغربة الرجوع الى الحق بلا طريق و لا شكل».