فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣٥٨ - ع
عين الله و عين العالم انسان كامل است.
عَهدِ ذِكرى
- (اصطلاح ادبى) در زبان عرب معانى چند براى الف و لام برشمردهاند از جمله عهد ذكرى است مانند و «فَعَصى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ» كه الف و لام اشاره بموسى است كه در آيه قبل آمده است و عهد حضورى مانند «اليوم» رجوع شود به الف و لام.
عِيادَتِ مَريض
- (اصطلاح اخلاقى) يكى از مستحبات مؤكده است كه اشخاص ببازديد و رسيدگى باحوال مريض روند.
عِيافَة
- (اصطلاح علوم غريبه) از مرغ فال گرفتن يعنى بنام يا آواز او، و اين امر حرام است رجوع به تفال و طيره شود.
عَيب
- (اصطلاح فقهى) در مباحث خيارات فقه يكى از امورى كه موجب خيار فسخ است، معيوب بودن مبيع است و عيب عبارت از نقص است كه در متاع باشد چنانكه حيوان كور يا شل يا مريض باشد و يا گندم را موريانه خورده باشد و همين طور در هر امرى به نسبت خود آن صحيح معيوب آن سنجيده شود.
عيدى
- (اصطلاح عرفانى) و عيدى نزد صوفيه چيزى است كه عايد شود بر قلب از تجلى جمال بهر روش كه باشد خواه جلال و خواه جمال (از كشاف ص ٩٥٩).
عِيدِ اضحى
- (گاهشمارى) روز دهم ذى الحجه را گويند كه حاجيان به منى قربان كنند.
عِيدِ تَجلّى
- (گاهشمارى) روز ششم آب است كه از بروج روميان است در اين روز حضرت عيسى بر حواريون از ميان ابر تجلى كرد و موسى را نيز با خود ظهور داد و گفتهاند اين روز روز تجلى حضرت عيسى و حضور حضرت موسى و الياس است با او در كوه تور سينا.
(از بيست باب ملا مظفر)
عيدِ شَمع
- (گاهشمارى) روز دوم شباط بود و آن روز روزى است كه حضرت عيسى به هيكل اندر آمد يعنى معبد نصارى
عيسَويَّه
- (اصطلاح كلامى) يكى از فرق يهود را عيسويه گويند منسوب بابو عيسى بن يعقوب اصفهانى كه در اواخر خلافت بنى اميه دعوت خود را آشكار كرد و عده بسيارى از يهوديان بر او گرويدند و معجزاتى براى وى قائل شدند رجوع شود به ملل و نحل شهرستانى ص ١٠٤.
عيدِ صَليب
- (كلامى) روز چهارم شباط است.
عيدِ فِطر
- (گاهشمارى) روز اول شوال و آخر رمضان را عيد فطر گويند كه مسلمين را شرعا روزه گرفتن در اين روز حرام است در اين روز بر همه افراد مسلمانان فطريه واجب است رجوع بزكات و فطر و صدقات شود.
عيدِ قِيامت
- (اصطلاح گاهشمارى) از روزهاى مسيحيان است و آن شنبه ٤٨ روزه بزرگ آنان بود و عيد فطر آنان يكشنبه بعد از عيد قيامت بود.
عَينِ ثابِت
- (اصطلاح فلسفى) غزالى ازين اصطلاح چيزى را