فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٥٤ - ش
مثلا هر كوكبى را در برجى و درجه در نوعى قوت و تأثير يافتهاند و آن را شرف آن كوكب گفتهاند و يا ضعفى و آن را هبوط آن كوكب گفتهاند پس بر اساس تجربه و يا توهم و يا كهانت و غير اين گونه اعتبارات كردهاند و گفتهاند شرف آفتاب هنگامى است كه در درجه ١٩ حمل بود و شرف قمر آن گاه است كه در درجه سيم برج ثور بود و شرف زحل آن وقت است كه در درجه ٢١ ميزان و شرف مشترى در درجه ١١ ميزان و شرف مريخ در درجه ٢٨ جدى و شرف زهره در درجه ٢٧ حوت و شرف عطار در درجه ١٥ سنبله است و در عقدتين قمر نيز اعتبار كردهاند و گفتهاند شرف رأس در آنگاه است كه در درجه سوم جوزا بود و شرف ذنب آن وقت كه در درجه سيم قوس بود.
و گويند سرطان طالع عالم است.
و شرف مشترى كه كوكب حيات و بقاء است سرطان بود كه وتد عالم است و شرف آفتاب كه پادشاه كواكب است حمل است كه بيت عاشر است و شرف زحل كه كوكب فلاحت است ميزان بود كه بيت رابع است زيرا رابع خانه ضياع و عقار است و شرف مريخ جدى است كه بيت سابع است. شرف قمر كه خليفه آفتاب است ثور است. و شرف زهره برج حوت است، شرف عطار برج سنبله است و شرف هر يك از اين كواكب ناظر است به طالع و عقدتين قمر.
رجوع شود به هبوط.
هر كوكبى را شرفى بود بر حسب سير او در بروج مثلا شمس را شرف آن گاه بود كه در برج حمل بود و ماه را شرف آن گاه بود كه در برج ثور بود.
شَرَفِ اوَّل شَرَفِ ثانى
- (از اصطلاحات احكام نجوم) رجوع به كواكب ثابته شود.
شَرَفِ قَمَر
- (اصطلاح نجومى) شرف قمر ثور و شرف عطارد سنبله و شرف زهره حوت. و شرف شمس حمل و شرف مريخ جدى و شرف مشترى سرطان و شرف زحل ميزان.
(از شمس معارف الكبرى ص ٣٠)
شِرك
- (اصطلاح كلامى و عرفانى) انباز شدن و اعتقاد انباز به خداى بىانباز و آن شركت در عبادات است مانند ثنويان و نصارى و حرامست و كفر است «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ» (از كشاف ص ٨٤٨) نزد عارفان ريا داشتن است.
انصارى گويد: شرك بر دو قسم است، شرك جلى و شرك خفى، شرك جلى عبادت اصنام است و شرك خفى ملاحظه خلق، بچشم اعظام آن يكى از بهشت و درجات محروم گرداند و اين يكى از روح مناجات.
(از عده ج ٥ ص ٥٣٢).
در جاى ديگر گويد: شرك بر دو قسم است، شرك عام شرك خاص، شرك عام، شرك اكبر است و شرك خاص، شرك اصغر، شرك اكبر آنست كه كردگار عظيم و صانع قديم را شريك و انباز گويند و يا او را نظير و همتا دانند و اما شرك اصغر، رياء در عمل است و ترك اخلاص است در آن مؤمنان را، و عارفان را التفات است.
(از عده ج ٢ ص ٥٤١).