فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٦٦ - ز
وقتى مانع از ميان برود چيزى كه منع از آن شده بوده عود خواهد كرد مثلا بزوال مرضى كه مانع از وضوء بوده تكليف بوضوء بر ميگردد.
مثال ديگر- هر گاه عيب حادث بعد از قبض زائل شود و عيب سابق بر قبض بماند ممنوع كه عبارت از جواز رد بعلت عيب سابق باشد عود خواهد نمود- و از اين قاعده باين طور تعبير شده: اذا زال المانع عاد الممنوع و قاعده «ما جاز بعذر بطل بزواله» ناظر بهمين مطلب بوده و بآن راجع ميشود.
زَوجيَّت
- (اصطلاح فلسفى و فقهى) در فلسفه كيفيات مخصوص به كميات است.
در فقه ارتباط و بستگى ميان زن و مرد را گويند و خود سببى است از اسباب ارث كه باتمام طبقات جمع ميشود اعم از وراث سببى يا نسبى (از شرح لمعه ج ٢ ص ٢٤٥).
رجوع بارث شود.
زَواهِرِ عُلوم
- (اصطلاح عرفانى) زواهر علوم عبارت از علوم طريقت است كه اشرف و انور علوم و زواهر وصلت است زيرا كه وصلت بحق موصوف بعلم طريقت است.
(كشف المحجوب ص ٥٠٠).
زُهّاد
- (اصطلاح عرفانى) زهاد طائفه باشند كه بنور ايمان و ايقان جمال آخرت مشاهده كنند و دنيا را در صورت قبيح معاينه بينند و توجه بمتاع فانى دنيوى نكنند و فرق آنها با صوفيان آنست كه زاهد بحظ نفس خود از حق محجوب بود چه بهشت مقام حظ نفس است و صوفى بمشاهده جمال ازلى از هر دو كون محجوب گردد و از دنيا و آخرت صرف رغبت كرده باشند و زاهد حظ نفس را خواهد و صوفيه خدا را.
فروغى گويد:
شيخ اگر شد بره زهد چنين پندارد
كه كسى با خبر از حيله و تزويرش نيست