فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣٨١
غواسق برزخيه امورى است ظلمانى مانند اشكال و جز آن و خصوصياتى است متعلق بمقدار اگر چه مقدار خود امرى زائد بر برزخ نيست. بجز آنكه براى مقدار ويژگى و مقطع و حدى است خاص كه بواسطه آن هر مقدارى از مقدارى ديگر مشخص و ممتاز ميشود و اين گونه مشخصات و امورى كه موجب امتياز برازخ ميشوند از عوارضاند و ذاتى برازخ نمىباشند و گر نه برازخ همه يكى بود و همه در اين عوارض و لزوم مشخصه مشترك خواهند بود و همين طور حدود مقادير نيز ذاتى برزخها نمىباشند و اگر همه برازخ در آن مشترك مىبودند همه مقادير يكى مىبود و بهر حال ما به الامتياز برازخ ناشى از ناحيه غير برزخهااند و نياز بعلت دارند.
(از حكمة الاشراق ص ٢٨٨).
غَوّاص
- (اصطلاح عرفانى) غواص سلوك كردن سالك را گويند كه بمعاونت مرشد كامل باشد و آن سلوك آفاقى و انفسى و كشف آفاق و انفس در جميع موجودات است.
غَوث
- (اصطلاح عرفانى) غوث عبارت از قطب است و ملجأ و ملاذ مردم است و از اولياء الله است (شرح منازل ص ١٢٣- تاريخ تصوف ص ٦٥١- دستور العلماء ج ٣ ص ٩ نفحات ص ٢٠) عراقى گويد:
چند اشارت، خود صريح كنم؟
غوث دين قطب چرخ ايمان كو