فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٥٧ - ض
(از تهافت التهافت ص ٢٤٦- دستور ج ٢ ص ٢٦٧) رجوع به تصور و تصديق شود.
ضَروريّاتِ خَمس
- (اصطلاح فقهى و اصولى) و آنها عبارتند از حفظ نفس بواسطه قصاص و ديه و دفاع و حفظ دين بواسطه جهاد و قتل مرتد و حفظ عقل بواسطه تحريم مسكرات و حفظ نسبت بواسطه تحريم زنا و لواط و اتيان بهائم و تحريم قذف و حفظ مال بواسطه تحريم غصب و سرقت و خيانت و قطع طريق و حد و تعزيز بر آنها (از قواعد شهيد ص ٦)
ضَروريّاتِ دين
- (اصطلاح فقهى) و عبارتند از امورى كه انكار آنها موجب خروج از دين باشد مانند اعتقاد به صوم و صلاة، حج، جهاد، معاد، (از قوانين ص ٢١٢- كشاف ص ٨٨٠- خزائى ص ٦)
ضِفدِعُ الأوَّل
- (اصطلاح نجومى) ضفدع اول يا فم الحوت عبارت از ستاره بود در حوت جنوبى و ضفدع الثانى در ذنب قيطس جنوبى است.
ضفدع به كسر ضاد و دال
ضِفدِعُ الثّانى
- (اصطلاح نجومى) يا ذنب قيطس جنوبى رجوع به قيطس شود.
عرب دو ستاره كه واقع در ذنب قيطس است ضفدع دوم و آنكه واقع بر فم حوت جنوبى است ضفدع اول نامند.
ضَفيرَه
- (اصطلاح نجومى) و نام ديگر گيسو است كه ستاره يا ستارگانى بود واقع بر ذنب اسد.
رجوع به كواكب سحابى شود. صفير نيز آمده است.
ضِفدِعَين
- (اصطلاح نجومى) نام ديگر دو ستاره بود يكى بر دهان حوت جنوبى و ديگر بدنبال دبران.
ضَلالَت
- (اصطلاح اخلاقى) يعنى گمراهى، انحراف از حق و حقيقت، در حديث است كه
لا تجتمع امتى على الضلالة عليكم بالسواد الاعظم
. در قرآن است. أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ.
در مقابل هدايت.
ضَعيف
- (اصطلاح درايه) خبر واحدى است كه واجد شرايط حديث صحيح موثق و حسن نباشد و مشتمل بر مجروح باشد بدون فساد مذهب و يا مجهول المذهب و حال باشد.
(از معالم ص ٢٦١).
ضَمان
- (اصطلاح فقهى) و عقدى است كه فايده و ثمره آن نقل مال است از ذمه مضمون عنه به ذمه ضامن و بالجمله التزام است بآنچه در عهده غير است و بدين معنى است كفالت و در تعريف كفالت گويند ضم ذمه است بذمه در اصل دين يا در نفس كه كفالت و در مال يا نفس باشد لكن به معنى خاص كفالت در ابدان است و ضمانت در اموال است در ضمانت شخص براى الذمه ضمانت شخصى ديگر را كند در تعهدات مالى.
ضمانتكننده را ضامن و آنكه از او ضمانت شده است مضمون عنه و مال مورد ضمانت را مضمون به نامند، ضامن بايد شخصى آزاد، عاقل و بالغ باشد و پس از ضمانت و اجراى صيغه آن عهده مضمون عنه برى مىشود و ضامن متعهد