فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٨٠٦ - خ
شود به دايره نيمروزان و نصف النهار و خط استواء.
خُطبَه
- (اصطلاح ادبى و فقهى) و عبارت از سخنى است مشتمل بر «بسمله» و حمد و ثنا، خدا آن طور كه شايسته اوست و توصيه بدرستى و تقوى و جز آن و بمعناى درود بر رسول صلى الله عليه و آله و وعظ و نامگذارى و نامزدى و خواستگارى آمده است. از (كشاف ج ١ ص ٤٤٥- شرح لمعه ج ٢ ص ٧٩).
خُطبه كُن
- (اصطلاح عرفانى) اشارت به كلمه «كن وجودى» و نورى است (از تفسير حدائق ص ٧٩)
خَطَرات
- آنچه بر دل گذرد از احكام طريقت خطرات گويند، و خطره اطلاق بر قلب شود باعتبار نامگذارى حال باسم محل و بالجمله، خطره در اصطلاح صوفيان عبارت از ادعيهايست كه ميخوانند و «خاطر» واردى است كه بر دل سالك فرود آيد در صورت خطاب و مطالبت و «وارد» عامست (از كشف المحجوب ص ٥٠٠ كشاف ص ٤١٥).
و بهر حال و آنچه بر دل گذرد از احكام طريقت خطرات گويند و خطرة اطلاق بر قلب شود باعتبار نامگذارى حال باسم محل و بالجمله خطرة در اصطلاح صوفيان عبارت از ادعيهايست كه ميخوانند و خاطر واردى است كه بر دل سالك فرود آيد در صورت خطاب و مطالبت و وارد عامست.
خَطَراتُ الأذهان لا يجِبُ فيه النِّهايَة
- اين اصطلاح و عبارت بدين معنى است كه غير متناهى باطل در امور اعتبارى ذهنى جريان ندارد و در خطرات ذهنى نهايت واجب نيست و بطلان نامتناهى در امور عينى خارجى است بطور مجتمعة الوجود (از تلويحات ص ٢٤)
خَطِّ مَشرِق و مَغرب
- (اصطلاح نجومى) رجوع به دايره نيمروزان و نصف النهار شود
خَطِّ زَوال
- (اصطلاح هيوى)- رجوع شود به دايره نيمروزان.
خَطِّ نيمروزان
- (اصطلاح هيوى و نجومى) عبارت از خطى است كه شمال و جنوب را بطور مستقيم بهم وصل كند.
خلاصه آنكه افق حسى هر كسى بر حسب محل و ديد آن كس بود و آن دايره بود كه هر گاه كسى كه در نقطه از زمين واقع است بدور خود بگردد بر گرداگرد خود چسبيده به سطح زمين موهوما رسم شود و قهرا آن كس خود در مركز و وسط آن قرار گرفته باشد در اين صورت هرگاه از نقطه كه واقع بود و ايستاده است بطور مستقيم از دو طرف خطى به كرانههاى- افق وصل كند و يا بخط مستقيم از محلى كه ايستاده است از يك طرف بسوى مشرق و از طرف ديگر بسوى مغرب خطى مستقيم رسم كند خط مشرق مغرب بود بود و هر گاه خطى ديگر از كرانه جنوب به جايگاه خود و از جايگاه خود به شمال و يا بر عكس رسم كند خط نيمروزان و خط زوال بود و بدين ترتيب دايره افق حسى بر چهار قسمت شود خط مشرق مغرب را خط اعتدال نيز گويند.
و بهر حال اين چهار قسمت باين نامها خوانده ميشوند يك چهارم آن كه بين مشرق و جنوب است شرقى جنوبى و يك چهارم