فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣٣٥ - ع
عِلمِ سِعَت
- (اصطلاح عرفانى) هر گاه اخلاق نفس مبدل شد و ديو طبيعت مسلمان گشت و بجاى متابعت هوى در او مطاوعت خدا پديد آمد، بعضى از حظوظ او حقوق گردد و او را از مضيق ضرورت، بفضاى سعت راه دهد، متصوفه اين مقام را، مقام سعت خوانند و در اين مقام نكاح و مشارب و مآكل جايز شود و اين مقام را علم سعت خوانند (مصباح الهدايه ص ٥٠)
عِلمِ شَريعَت
- (اصطلاح عرفانى) علم شريعت عبارت از علم باحكام ظاهرى شريعت است كه او را سه ركن است، كتاب و سنت و اجماع (كشف المحبوب ص ١٥- لمع ص ٢٣).
عِلمِ شَرعى
- (اصطلاح فقهى، عرفانى).
در رسائل آمده است كه علم شرعى عبارت از علمى است كه مقصود بالذات از آن شناخت بهترين سياسات نافعه است در دنيا و آخرت (از رسائل جابر ص ١٠٢)
عِلمِ ضارّ
- (عرفانى) علمى كه از آن زيان خيزد و علامت آن كبر و تفاخر و غرور و طلب دنيا است (از مصباح ص ٣٧)
عِلمِ ضَرورَت
- معنى ضرورت ما لابد است يعنى هر چه آدمى را از آن چاره نيست ضرورت است.
و بالجمله عبارت از ادراك حد ما لابد نفس است در حركات و سكنات و اقوال و افعال و ما لابد آنست كه نفس را از آن منع نشايد كرد و منع آن موجب خلل در عبادات شود و آنچه از حد ضرورت بگذرد حظ نفس است (مصباح الهدايه ص ٧١٠).
عِلمِ طَبيعى
- (اصطلاح فلسفى) مراد از علوم و علم طبيعى علمى است كه در آن بحث از جسم ميشود از جهت آنكه در معرض حركت و سكون است و بعبارت ديگر بحث از اجسام را از آن جهت كه در معرض كون و فساد و سكون و حركتاند علم طبيعى مينامند و موضوع علم طبيعى «هو الجسم المحسوس» (اسفار ج ٢ ص ١٨٣، ١٠٢- دانشنامه ص ٣- تفسير ص ٧٠٠، ١٤٢٢).
عِلمِ طَبيعى غَريزى
- (اصطلاح فلسفى) اخوان الصفا در تعريف علم طبيعى غريزى آرند بدان كه علم باشياء بعضى طبيعى غريزى است مانند مدركات بحواس كه غريزى و طبيعى هر بشرى است و بعضى تعليمى است يعنى مكتسب است مانند رياضيات و آداب (از رسائل اخوان ج ٣ ص ٣٨).
عِلمِ ظاهِر
- (اصطلاح عرفانى) در مقابل علم باطن است.
(از محجة البيضاء ج ١ ص ٨٨)
عِلمِ عادى
- (اصطلاح فلسفى) علم عادى عبارت از علم به شىء است كه عادت خدا جارى شده است بر بقاء آن بآن حالى كه در نفس امر هست (دستور ج ٢ ص ٣٧٠).
عِلمِ عام
- (اصطلاح فلسفى) رجوع بعلم شود.
عِلمِ عَقلى
- (اصطلاح فلسفى) در رسائل جابر تعريف علم عقلى چنين آمده