فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٨٨ - ح
سنت در حج شروع كرد، واجب بود بر وى آن را اتمام كردن، و اگر از وى فائت شد قضايش لازم نبود وى را.
شرائط وجوب حج آنست كه آزاد باشد، و بالغ، و كامل عقل، و استطاعت آن دارد. و در اين خلاف نيست.
و استطاعت بآن باشد كه تندرست بود، و راه گشاده بود و ايمن، و زاد و راحله، و آنچه كفايت بود وى را، كه شرط حسن امر بعبادت قدرت است، و توانايى بر عبادت.
و چون خداى تعالى در امر كردن بحج استطاعت شرط كرده است، و گفته: «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا».
و هر كه تمكن ندارد نفقه خود را و عيال خود را، استطاعت ندارد، چون نفقه عيال بر وى فريضه باشد.
و از رسول ص پرسيدند: «ما السبيل»؟
سبيل چيست؟ فقال:
«الزاد و الراحلة»
، سبيل زاد و راحله است.
امام قول خداى تعالى: «وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ»، يعنى:
آواز ده و اعلام كن مردمان را بحج كردن، تا بيايند بتو و پيادهگان و بر هر شترى باريك ميان. مراد باين آيت اهل مكه و حاضران مكهاند.
و نيز هيچ منع نيست از آنكه حج سنت پياده كنند.
و شرايط صحت حج اسلام است، و كمال عقل، و وقت، و نيت، بىخلاف، [و شرطى ديگر] و آن ختنه كردن باشد باجماع آل محمد.
(معتقد اماميه ص ٢٩، ٣٠٠) و نزد اهل ذوق، سير و سلوك الى الله را گويند كه از روى ارادت بهدايت و عنايت بارى بر آرى و قدم از شهرستان هستى بدر نهى، و گام ناكامى در بيابان نيستى زنى، تا بموضوع احرام رسى و مجردانه لباس بىاساس ناس و دلق خلق از گردن خود بدر كنى و احرام تجريد و خلعت تفريد خليلانه درپوشى، و عالمانه از بين العلمين عبور فرمائى، و عارفانه بر عرفات معرفت بر آيى و كبش نفس را قربان سازى، و صوفيانه بصفاى دل و مروه جان فرود آيى و احجار افعال ناپسنديده آورى و چون درآيى گرد ود بر آيى، و بمحبت كرم و الطاف قدم بطواف مشغول گردى، چون و اصل شاهد حجر الاسود شوى، مستانه به قبله او قبله نهى و بعد از اداى فرائض و سنن بوجه احسن دست در حلقه توكل زنى، و خرم و شادان مراجعت كنى.
حاجى خانه دل اين باشد
حج ياران ما چنين باشد