فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٨٦ - ح
از قرآن است كه حبل متين عظمت الهى است و كنايت از احكام الهى است. (تفسير حدائق ص ١٨٤)
حَبَّة القلب
- (اصطلاح عرفانى) رجوع بقلب شود
حَبَّةُ الخَضراء
- (اصطلاح عرفانى) رجوع بقلب شود
حَبوَة
- (اصطلاح فقهى) و عبارت از لباس. انگشترى و مصحف و لوازم ويژه پدر است كه خارج از حدود ارث به فرزند بزرگتر رسد و ديگران را در آن حقى نيست و در مقابل آن فرزند بزرگتر را وظايفى است.
حُبيَّه
- (اصطلاح كلامى و عرفانى) به ضم حاء و تشديد با فرقه از متصوفه مبطلهاند و گويند: بنده چون بدرجه محبت رسد تكليف از وى بر خيزد (از كشاف ج ١ ص ٣٠٠)
حَتّى
- (اصطلاح ادبى) كلمه حتى در زبان عرب از حروف جاره است و براى يكى از سه معنى بكار برده ميشود يكى انتهاء غايت كه غالب است دوم تعليل و سوم بمعنى الا استثنائى كه كمترين موارد استعمال آنست و بالجمله حتى بر سه وجه استعمال ميشود ١- حرف جاره بمعنى الى در معنى و عمل و لكن مجرور آن عام است و مخصوص بذى اجزاء نيست مانند «اكلت السمكة حتى رأسها» و «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» ٢ حتى عاطفه بمنزله و او با قيد آنكه معطوف آن بايد اسم ظاهر باشد نه ضمير و ديگر آنكه معطوف آن بعضى و قسمتى از معطوف عليه باشد مانند «قدم الحاج حتى المشاة» ٣ حتى ابتدائيه كه بعد از آن جمله ابتدائى واقع شود يعنى حتى استينافيه اعم از آنكه جمله اسميه باشد يا فعليه مانند «حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ» (رجوع شود به مغنى ص ٦٧)
حَجّ
- (فقه) حج يعنى قصد و در اصطلاح فقهاء عبارت از اعمال و مناسك مخصوص است در موقع خاص و در محل معينى بنام مكه معظمه و يكى از اعمال واجبهايست كه بر هر فردى در مدت عمر يك دفعه واجب است كه آن را حجة الاسلام گويند البته بر افراد مستطيع و اين موضوع هم جنبه عبادى دارد و هم اجتماعى و در اسلام اهميت بسيار براى آن قائلند در قرآن مجيد است كه «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» و «الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ.» و بالجمله حج بر سه نوع است ١ تمتع و اصل آن تلذذ بود و بدان جهت تمتع نامند كه بين آن و عمرهاش فاصله است و در آن فاصله تواند انتفاع و تلذذ برد و آن يعنى حج تمتع واجب است بر كسى كه تا مكه لااقل ٤٨ ميل فاصله منزلى داشته باشد و در حج تمتع اعمال عمره مقدم بر اعمال حج است ٢ حج قرآن ٣ حج افراد كه در هر دو عمره مؤخر از اعمال حج است لكن در حج قرآن حاج مخير است در عقد احرام بين «هدى و تلبيه» و در افراد حتماً بايد احرام به «تلبيه» باشد و بعضى گويند حج قرآن را بدان جهت قرآن گويند كه نيت حج و عمره يكى است و بعد از انجام تمام افعال حج و عمره «محل» ميشود و بالجمله حج افراد و قرآن بر كسى واجب است كه مسافت بين منزل و مسكن او تا