فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٩٢ - س
سخن
- سخن اشارات و انتباهات الهى را گويند.
سَدِّ اخصَر
- (اصطلاح فلسفى) رجوع شود به برهان سد اخصر.
سَدَه
- (اصطلاح نجومى و گاهشمارى) ابو ريحان گويد:
آبان روز است از بهمن ماه. و آن دهم روز بود. و اندر شبش كه ميان روز دهم است و ميان روز يازدهم آتشها زنند بگوز و بادام و گرد بر گرد آن شراب خورند و لهو و شادى كنند. و نيز گروهى از آن بگذرند تا بسوزانيدن جانوران.
و اما سبب نامش چنانست كه از او تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب. و نيز گفتند كه اندرين روز از فرزندان پدر نخستين صد تن تمام شدند. و اما سبب آتش كردن و برداشتن آنست كه بيوراسب توزيع كرده بود بر مملكت خويش دو مرد هر روزى تا مغزشان بر آن دو ريش نهادندى كه بر كتفهاى او بر آمده بود. و او را وزيرى بود نامش ارمائيل نيك دل و نيككردار از آن دو تن يكى را زنده يله كردى و پنهان او را بدماوند فرستادى. چون افريدون او را بگرفت سرزنش كرد. و اين ارمائيل گفت توانائى من آن بود كه از دو كشته يكى را برهانيدمى.
و جمله ايشان از پس گواهاند. پس با وى استواران فرستاد تا بدعوى او نگرند.
او كسى را پيش فرستاد و بفرمود تا هر كسى بر بام خانه خويش آتش افروختند.
زيرا ك شب بود و خواست تا بسيارى ايشان پديد آيد پس آن نزديك افريدون بموقع افتاد، و او را آزاد كرد و بر تخت زرين نشاند و مسمغان نام كرد اى مه مغان.
و پيش از سده روزى است او را بر سده گوينده و نيز نوسده. و بحقيقت ندانستم از وى چيزى.
(رجوع شود به التفهيم ص ٢٥٨)
سِدرَةُ المُنتَهى
- (اصطلاح كلامى) درختى است در آخر بهشت كه علم اولين و آخرين بدو پايان يابد و تنها حضرت رسول بدان رسيده است و آن در آسمان ششم است و گفتهاند در آسمان هفتم است و بدان منتهى شود علوم و اعمال خلق و از آن نزول كند امر الهى و از آنجا گرفته ميشود احكام و نزد وى وقوف ميكنند ملائكه و بوى منتهى ميشود آنچه صعود ميكند از عالم سفلى و نزول ميكند از جهان علوى- (از كشاف ج ١ ص ٨٠٣)
سِدهاند
- اين اصطلاح در نجوم هندى بكار رفته است و نام كتاب بزرگ نجومى هندوان است.
و كتابهاى سدهاند بنزد هندوان پنج است. سورج سدهاند.
بشست سدهاند. رومك سدهاند. بلس سدهاند. براهم سدهاند.
(از التفهيم ص ١٤٨)
سِر
- (اصطلاح عرفانى) سر يعنى نهان و در اصطلاح لطيفهاى است مودع در قلب مانند ارواح و محل مشاهده است چنانكه ارواح محل محبت است و قلوب محل معارف و سر الطف از روح است و روح اشرف از قلب و گاه اطلاق ميشود بر آنچه ما بين بنده و حق است و گفتهاند «صدور الاحرار قبور الاسرار» (از كشاف اسرار ص ٩٢)